محمد بن أحمد المقدسي ( المشاري ) ( مترجم : علينقي منزوي )

457

أحسن التقاسيم في معرفة الأقاليم ( فارسي )

به قلزم برده مىشود حبوب وغله بار مىكنند ! همين سببها مانع شده كه من آن را قصبه يا شهر بنامم ، وبا اينكه مىدانيم يك جا نمىتواند نه شهر ونه قصبه باشد ، سرخس از يك سو نه اين است ونه آن واز سوى ديگر هم اين است وهم آن ] . پس وضع سرخس براي من پيچيده است [ همانند مسألهء خنثى كه أبو حنيفة در آن گير كرده بود ] . من در برخى كتابها بخش بندى خراسان را چنين ديدم كه سرخس وابيورد وفسا را يك استان خوانده بود ولى من اين سخن را نمىپذيرم زيرا كه نسا وابيورد خود دو استان مهم هستند كه هر يك چند شهرك دارند . پس نمىتوانيم آنها را تابع سرخس بدانيم يا سرخس را تابع آنها بشمريم . بلاذرى گويد : خراسان چهار بخش است ، نخست نيشابور وقهستان وهرات وطوس . بخش دوم : دو مرو ، سرخس ، نسا ، ابيورد ، طالقان ، خوارزم . بخش سوم : جوزجانان ، بلخ ، صغانيان . بخش چهارم : ما وراء النهر « 1 » ولى اين نيز مخالف روش من است زيرا كه بنا بر قاعدهء من بايد سرخس خزانهء ( انبار ) نيشابور باشد ولى من بهتر ديدم كه بر خلاف قاعده آن را تابع مرو بشمرم زيرا كه از نظر جغرافى ودر آداب ورسوم وزبان وفاصله بهم نزديكند . شهر غله خيز و

--> ( 1 ) ابن فقيه نيز تقسيم خراسان را بدين چهار بخش از بلاذرى نقل كرده است ( چ فارسي : 171 ) .