محمد بن أحمد المقدسي ( المشاري ) ( مترجم : علينقي منزوي )

452

أحسن التقاسيم في معرفة الأقاليم ( فارسي )

ونه تغييرى در راه‌ها رخ مىدهد . آنچه از ثروتمند گرفته شود هزينهء بىنوايان مىشود . اگر كسى جنايتي كند ، يا بخشوده مىشود ويا حدّش مىزنند . با اين همه خودشان نيز مردمى صلح جوى وآرامند . چه درست گفته است پيامبر كه همان گونه كه باشيد ، بر شما فرمان رانده مىشود . به همين سبب‌ها بود كه من نخواستم آن را به هيچ يك از خوره‌هاى پيرامنش منسوب دارم ، زيرا كه خود مستقل است ومردم به احترام شارشان گرامى هستند . ونخواستم آن را خوره‌اى جداگانه سازم ، مبادا قانوني كه در پوشنگ « 1 » گفتم شكسته شود . اگر كسى بگويد كه : بايد آن را به بلخ بيفزاييم زيرا كه در پسوند با ديگر ناحيت‌هاى آن يكسان است . مگر نه بيني مانند غرجستان گويند : طخارستان ، باميان بروان . در پاسخ به وى گفته شود : شناخت عرفى در دانش ما استوارتر از آنست كه تو ( در ريشه شناسى ) « 2 » آوردى . زيرا كه پايهء مسائل ايمانى ما بر عرف نهاده شده است . مثلا : با اينكه خداوند زمين را بساط ناميده « 3 » هر گاه كسى سوگند ياد كند كه بر بساط ننشيند ، پس اگر بر زمين نشست ، سوگند شكنى نكرده باشد ، زيرا كه در عرف زمين را بساط ننامند .

--> ( 1 ) ص 307 . ( 2 ) استدلال ريشهء شناسانه براي درجه بند جغرافيائى جايها در اين كتاب نيز گذشت . ( 3 ) نوح 71 : 19 .