محمد بن أحمد المقدسي ( المشاري ) ( مترجم : علينقي منزوي )
444
أحسن التقاسيم في معرفة الأقاليم ( فارسي )
بَكْرَواذ « 1 » : شهري بزرگ وجامعش در بازار است . از نهرى سير آبند . داوَر : خوب وبزرگ ودر مرز غور است كه مرزى مهم بوده مرزبانان مرتب دارد واز مرز غور يك مرحله دور است . برخى مردم اين خوره را به سگستان مىچسبانند واين روش أبو زيد بلخى است ، كمتر كسى شهرهايش را از سگستان جدا مىشمرد ولى رفتار من بخواست خدا خوب است . زرنگ : قصبهء سگستان است . دژى استوار با ساختى شگفتانگيز - دارد . مركز مار ومردان گردن فراز پيشگام ، خردمند ، زيرك ، فقيه حافظ ، باهوش ، با أدب ، سخنور ، ماهر در هندسه وحكمت است . بازرگانى ومعدن دارى ودرآمدهاى ديگر را با ميوهء فراوان وارزان با هم دارد . بصرهء خراسان بشمار است . در نقاشى وساختمان ، در همهء اين سرزمين ، زرنگتر از اين مردم نمىيابى . دژى شگفت آور دارد ، كه گردش خندقى هست ، كه آب در آن جوشيده بيرون مىرود . خوراكهايشان پاكيزه پيران بسيار ، بازرگانى سودآور ، آب فراوان است ولى مارها در آنجا بسيارند وگرمايش سخت وخرمايش نرك وآشوبش وحشتانگيز است ، همواره تعصب در دو سو آشكار است وكساني را زير چرخ كشاكشها مىگيرد ، برخى را مىكشد وو برخى را مىگريزاند . هر يك به ديگرى لقبى ناشايست مىدهد . زنازادگان در آنجا گروهها دارند ، عقرب صفتند وعقربها دارند . قصيدهها
--> ( 1 ) بكر آباد ص 27 : 5 .