محمد بن أحمد المقدسي ( المشاري ) ( مترجم : علينقي منزوي )

433

أحسن التقاسيم في معرفة الأقاليم ( فارسي )

جُوْزجانان : خوره‌ايست كه مانند خوره‌هاى ديگر كهن نيست ، ودر گذشته به بلخ نسبت داده مىشد ، ولى امروزه خوره‌اى مهم ومادر شهر است وسلطان آنجا مقدم مىباشد . شهر بسيار ندارد ، مردمش اندكند ، ولى با سخاوت ودين دارى ودانش ودرايت هستند . قصبه‌اش يهودية واز شهرهايش : انبار ، برزور ، فارياب كلان ، شبورقان . مروشاهجان : خوره‌ايست كهن ، كه إسكندر [ ذو القرنين ] آن را پايه نهاد . از ابن عباس آورده‌اند كه گفت : چه خوب شهريست مرو ، ذو القرنين آن را بساخت ، عزير « 1 » در آن نماز گزارد جويهايش بركت را با خود مىآورند ، هيچ در آنجا نيست مگر كه فرشته‌اى با شمشير آخته بر سر آن ايستاده شر را از آن دور مىسازد . از قتادة نيز در تفسير آيت لتنذر امّ القرى « 2 » * ومن حولها گفته است : أم القرى ( مادر شهر ) در حجاز مكة ودر خراسان مرو است . هنگامى كه تهمورث خواست كهندژ قصبهء آن را بسازد ، نخست بازارى بساخت كه همهء نيازمنديها را در بر مىداشت ، پس هر شبانه روز كه مىگذشت كارگر همهء مزد خود را پاى خوراك وپوشاك خود وخانواده‌اش مىداد . پس چون بپايان رسيد

--> ( 1 ) نام پيغمبر افسانه‌اى جهودان است . مقدسي در اينجا به روايتي كه به بريده منسوب است أشارت مىكند ( ياقوت 4 : 507 : 14 - 19 ) ياد عزير را از ابن قتيبة در عيون الأخبار چ دار الكتب 2 : 76 : 6 ، 272 ، 2736 : 13 ، 274 : 15 ، 275 : 1 آورده است . ( 2 ) قرآن 6 : 92 .