محمد بن أحمد المقدسي ( المشاري ) ( مترجم : علينقي منزوي )
415
أحسن التقاسيم في معرفة الأقاليم ( فارسي )
دوم آنكه ايشان بهاى درم را چهار دانق نهادند تا براي بازرگانان بيرون بردن درم سود نكند ، پس تا كنون نيز نقره بسوى ما آورده مىشود واز نزد ما بيرون برده نمىشود . سومين كار را فراموش كردهام . بدانكه خوارزم در خاور همانند سجلماسه در باختر است . خوى مردم خوارزم همانند بربرها ( در شمال آفريقا ) است . هشتاد در هشتاد [ فرسنگ ] « 1 » ساختمانها به هم پيوسته نهرها سرشار مركز ما هي وگوسفند وجايگاه تركان وغزها است . نام قصبهء بزرگ آن « كاث » واز شهرهايش هيطله ، غردمان ، ايخان ارذخيوه ، نوكفاع ، كردر ، مزداخكان ، « 2 » جشيرة ، سدور ، زردوخ ودية براتكين « 3 » ، مدكمينيه « 4 » است . نام قصبهء سمت خراسان آنجا * جرحانيه است . از شهرهايش : « نوزوار » « 5 » ، زمخشر ، روزوند ، زارمند دسكاخان ، خاس « 6 » ، خشميثن « 7 » مداميثن ، خيوه ، كردرانخاس « 8 » ، هزار أسب جكربند ، جاز ، درغان ، جيث ، جرجانيه كوچك ، جيت ، ديگر سدفر ، مساسان كارهار ، اندرستان « 9 » . كاث « 10 » : آن را شهرستان نامند . بر كرانه است در سمت نيشابور
--> ( 1 ) واژهء فرسنگ در متن عربى نيست ولى در منقول ياقوت از مقدسي است . ( 2 ) مزداخقانى ( حوقل : 480 و 520 ) . ( 3 ) قراتكين ( حوقل : 520 : 4 ) . ( 4 ) شايد : مذمينيه ( حوقل 480 : 520 ) . ( 5 ) حوقل 519 استخرى ع 299 پ 235 « نوز » در زبان خوارزمي به معنى نو است ( ياقوت 4 : 822 : 21 ) + وار پسونديست كه دنبال سبزوار وسانزوار هم ديده مىشود . ( 6 ) خاوس ( حوقل : 516 ، 521 ) . ( 7 ) اردخثميثن ( حوقل 519 ) . ( 8 ) كردرانخواش ( حوقل : 479 ، 520 ) . ( 9 ) حوقل : 479 اندراستان ( استخرى ع 302 ) اندر ( استخرى پ 237 ) . ( 10 ) براي ويشهء آن ص 285 پ 2 .