محمد بن أحمد المقدسي ( المشاري ) ( مترجم : علينقي منزوي )
382
أحسن التقاسيم في معرفة الأقاليم ( فارسي )
كنيزان وبررسىهاى شبانه روزى وقراردادها وكارگذاريها وگرايش بسيار به أدب وهنر وحديث دارند . پس آنجا اكنون هم مرزى جنگى وهم مركزى علمي وجايگاه ارشاد است ، بدعت واحكام ظالمانه در آنجا ديده نمىشود . كانهاى آنجا گرانبها ، كاروانسراهايش فراوان ، آبهايش سبك ، بهداشتش سالم است . نزد سلطانشان نيكخواهانى چون شيخ علي بن حسن ديده مىشوند . ولى دارد كم كم فساد بدانجا راه مىيابد ، رباخوارى فراوان مىگردد هر بد كاره بدان سوى رهسپار مىشود . من مىترسم هنگامى فرا رسد كه همانند عراق يا بدتر از آن شود اسلام از آنجا نيز رخت بربندد ] . واينك نقشهء اين سرزمين . بررسى كوتاه من اين سوى رود را بر شش خوره وچهار ناحيت بخش نمودم . نخستين آنها در سمت خاور ودر مرز تركستان فرغانه است . سپس اسبيجاب * سپس « شاش » سپس أشروسنه سپس « صغد » « 1 » سپس « بخارا » ودربارهء صغد سخن بسيار است . چهار ناحيت نيز ، « ايلاق » ، « كش » ، « نسف » « صغانيان » هستند . فرغانه : « 2 » خورهايست در گوشهء اين سرزمين پيش از پيچش به چپ رهرو به سمت خاور . پر خيرات است كه گويند چهل منبر دارد . قصبهء
--> ( 1 ) در متن عربى « صغد » است ولى ياقوت آن را در حرف سين نهاده است . ( 2 ) أبو الفدا . فارسي : 582 - 583 .