محمد بن أحمد المقدسي ( المشاري ) ( مترجم : علينقي منزوي )
9
أحسن التقاسيم في معرفة الأقاليم ( فارسي )
3 - بيان اصطلاحها : گاه من در اين كتاب لفظي را به جهت آسانى به چند معنى بكار مىبرم چنانكه گويم : بي مانند است * ومقصود من بي همتا بودن آنست چنانكه دربارهء معنّقهء « 1 » بيت المقدس ونيدهء « 2 » مصر وليموى بصره گفتهام واينها چيزهائى هستند كه مانندشان يافت نشود وگرچه گوناگون باشند . ودر هر جا بگويم : فوق العادة است پس در خوبى مقصود است . وهر گاه بگويم نيكو است مقصود جنس خوب آنست مانند اجّاس عمرى در شيراز وانجير دمشقي در رملة وزرد آلو ( مشمش ) عصلونى وريباس در نيشابور . پس اگر بگويم نيكو است ، به از آن نيز تواند بود . . . [ مانند مويز ] . . . « 3 » كه [ بهترين آن ] طائفي باشد ، ونيل أريحا كه به از آن زبيدى است . وهلوى مكة بهتر از آن دارقى است . وگاه سخن كوتاه كنم كه معنى بيشتر دارد ، چنانكه در اهواز گفتهام : جامع آن احترام ندارد . واين بدان جهت است كه هميشه پر از شاطران وبازاريان وجاهلان بوده ، ميعادگاه آنان است . هنگام نماز گروهى نشستهاند ، خانه گدايان ومركز فاسقان است ، وچنانكه گفتهام : عزيزتر از أهل بيت المقدس كس نباشد ، زيرا كه فريب كارى وكم فروشى ومشروب خوارى آشكار ومستى در آن جا نيست . خانههاى فسق آشكار وپنهان ندارد . هنگامى كه شنيدند فرمانروا مشروب مىخورد خانهاش را محاصره كردند وهمنشينانش را پراكنده كردند . وچنانكه دربارهء شيراز گفتهام : طيلسان پوشان را در آنجا ارزشى نيست . زيرا كه اين در آنجا لباس
--> ( 1 ) در پانوشت چ ع 181 ، از حاشيهء نسخهء c معنقه را جنس من الكمثرى نوعي گلابى ، تفسير نموده كه شايد گردن درازتر مىداشته است . ( 2 ) سمنو - چ ع 204 ، 7 ( 3 ) در چ ع چند نقطه به جاى واژهء افتاده هست .