محمد بن أحمد المقدسي ( المشاري ) ( مترجم : علينقي منزوي )
363
أحسن التقاسيم في معرفة الأقاليم ( فارسي )
و « شام » ما را بما پس دهيد . . . » خلاصه هيچ كس نمىتواند از اين راه بگذرد مگر با نگهبانان با نيروئى باز دارنده . به حاجيان با همه نيرو كه دارند دست برد زده مىشود وشترها ودارائىشان ربوده مىشود . مرزهاى اين بيابان ، از « ويله » نزديك مداين لوط گرفته ، تا به « مآب » سپس بر مرزهاى عمان ، اذرعات ، وروستاهاى « دمشق » ، « تدمر » « سلميه » وپيرامن « حمص » تا « بالس » گذشته ، سپس بسمت فرات آمده بر « رقّه » ، « رحبه » ، « داليه » تا « هيت » و « انبار » سپس بر « حيره » [ كوفه ] « قادسيه » ، وباختر « بطايح » ، سپس از كنار بصره وعبادان مىگذرد . برخى « شراة » را نيز بدان مىافزايند وشهرهايش را از آن مىشمرند واين درستتر است . در اين بيابان شهري جز « تيما » نيست ، كه شهري كهن در زمينى گسترده پر نخل وباغهاى فراوان وآب سرشار است ، با چشمهاى سبك وشگفتانگيز وزيبا كه از پنجرهء آهنين * به يك بركه مىريزد وسپس به باغها مىرود . چاههاى شيرين نيز دارند ، در دشت واقع است ولى بيشتر آن ويرانه شده است ، جامع در ميان وساختمانها دور بازار است مردمش آزمندند . مرجعي دانشمند وفرمانروائى كار آمد ندارند . خطبه خوان ايشان بقّال وحاكمشان كفاش مىبود . مردمى سخت متعصبند و « زرههاى داودى » « 1 » دارند كه هنگام آشوبها بر تن مىكنند .
--> ( 1 ) نسبت درع به داود ، بر زمينهء افسانهء يهودي است كه خدا آهن را براي داود نرم كرد تا زره بسازد . ( قرآن 34 : 10 ) .