محمد بن أحمد المقدسي ( المشاري ) ( مترجم : علينقي منزوي )
346
أحسن التقاسيم في معرفة الأقاليم ( فارسي )
در سيسيل كوهى هست كه در هر ده سال يك بار چهار ماه آتشفشانى مىكند ودر ديگر أوقات از آن دود برآيد . وجز دهانهء دود خيز همه جايش را برف گرفته است . در شهر ايكجا ، چشمهها هست كه در هنگام نمازها مىجوشد وسپس فرو مىنشيند واگر كسى كه ناروا آدمكشى كرده بدانجا شود براي أو نمىجوشد . اگر كسى بگويد : تو بسيارى از شگفتيهاى اين سرزمين را فراموش كردهاى ، گوئيم ما هر آنچه را كه گذشتگان در تصنيفهاى خود ياد كردهاند رها كردهايم . از خوبىهاى كتاب من آنست كه آنچه را ديگران گفتهاند من ناگفته گذارم [ وتنها آنچه را نياوردهاند ويا نادرست آوردهاند مىآورم ] ونكوهيدهترين رفتار ايشان در كتابهايشان روش ضد آنست . نبينى كه اگر به كتاب جيهانى بنگرى خواهى ديد كه همهء أصل ابن خردادبه را در بر مىدارد ، وهر گاه به كتاب ابن فقيه نگاه كنى چنانست كه به كتاب جاحظ وزيج أعظم نگريسته باشى . واگر به كتاب من بنگرى مىبينى كه در ترتيب منحصر به خود است . اگر گرد آورى اين أصل « 1 » ( كتاب
--> ( 1 ) مؤلف مقدسي در اينجا كتاب خويش وابن خردادبه را « أصل » وكتاب جيهانى را « تصنيف » لقب داده است . شيخ طوسي 460 ه نيز در پيشگفتار كتاب « فهرست » خود كتابها را بر دو گونهء : « أصول » روايت شده و « تصنيف » هاى گرد - آورى شده تقسيم نموده است . گويا مقصود از « أصل » كتابي باشد كه در آن أصول موضوعه ومطالب از پيش معلوم شده نگاشته شده باشد كه راوي جز نقل بي دخل وتصرف كارى در آن نتواند كرد ، و « تصنيف » كتابي باشد كه مؤلف با نقل از ديگران دخل وتصرف خود پديد آورده باشد . وچون مقدسي جغرافياى خود را با بررسى محلها نگاشته وجيهانى وابن فقيه از ديگران گرفتهاند چنين لقبها به ايشان داده است . براي فرق أصل با تصنيف ذريعة 24 : 16 - 317 .