محمد بن أحمد المقدسي ( المشاري ) ( مترجم : علينقي منزوي )
336
أحسن التقاسيم في معرفة الأقاليم ( فارسي )
يبغوا : كوهستانى وداراى چند دره وچشمهسار است كه آسياها را مىچرخانند . توت وزيتون وانجير بسيار دارد . مارتش : بالاى كوهى است وبارو دارد . از چشمهها مىآشامند ، انجير ، زيتون وانگور بسيار دارد . قانت : در قنبانيه « 1 » است وبارو دارد . باغهاى نيكو ندارد . غرناطة : بر درهايست دارا منيهاى از آن سلطان بدرازاى سيزده ميل كه در آن همه گونه ميوه هست شگفتانگيز وزيبا است [ ونزهتگاه سلطان ] است . در دشت آن كشتزار بسيار است . پرسيدم : منيه چه باشد ؟ گفت : باغ است ! منتيشه : در كنار درهاى پر از زيتون وانجير است . بارور دارد ودر دشت است . بياسه : بارو دارد ودر كوهستان است . ساختمانها از گل است از چشمهسار مىآشامند . انجير وانگور بسيار دارد . پرسيدم : آيا جز اين روستاها وشهرها چيزى براي قرطبه مانده است ؟ گفت : نه ! گفتم : پس اشبيليه ، بجّانه ونام چند جا را بردم ؟ گفت : اينها ناحيت وإقليم هستند ! چنانكه شما گوئيد : قيروان ، تاهرت سجلماسه ! ايشان روستا را إقليم مىگويند ! پس من دانستم كه اينها به حساب ما خوره هستند ، اگر اينها از خورهء هيطل بزرگتر نباشند كمتر نخواهند بود . نتيجة آنكه : قراين نشان مىدهد كه باختر همانند خاور است و
--> ( 1 ) ص 233 : 16 - 17 .