محمد بن أحمد المقدسي ( المشاري ) ( مترجم : علينقي منزوي )
324
أحسن التقاسيم في معرفة الأقاليم ( فارسي )
وآبش از رودخانه وچشمه سار است ] . جزيره بنى زغنايه : در كرانهء دريا است . وبارو دارد واز آنجا به اندلس مىروند . چشمهها دارد . متّيجه : چراگاه است وآبى روان دارد كه بر آن چند آسيا هست . شاخهاى از اين آب به خانهها مىرود ، باغهاى فراوان دارد . هياجة : روستايش به همين نام ، گندم زارى فراخ است . قسطنطينيه : شهري جاهلي ( پيش از اسلام ) مىباشد كه دو روز راه با مركز فاصله دارد . گر نه بيم خستگى ودراز شدن كتاب مىداشتم ، ديگر شهرهاى آفريقا را نيز ياد مىنمودم ، كه پرشهرترين خورههاى اسلام است ، ولى من به كوتاه نويسى گرايش دارم ، وتنها آن را ياد مىكنم كه از آن ناگزير باشم . من هيچ خوره پرشهرتر از اينجا سراغ ندارم كه همه خوب وپرجمعيت نيز مىباشند ، چه بسا من در سرزمينهاى ديگر شهرهايى كوچكتر از دية را نيز ياد مىكنم زيرا آنها به شهر بودن شهرت دارند وزمينهء اين دانش بر شهرت نهاده شده است . نبينى كه مخا وجامعين ومنيفه « 1 » بي گفتگو شهر بشمار آيند ، در صورتي كه كفر سلام وقصر الريح وو أس التين كه از آنها بزرگترند ، دية شمرده مىشوند ؟ آرى ! أهميت يك خوره به بسيار بودن شهرهايش نيست ، بلكه به مهم بودن روستاهايش مىباشد . نبينى كه چقدر نيشابور وبخارا مهم
--> ( 1 ) شايد همان « كسيفه » باشد كه در ص 173 گذشت ودر 256 : 8 نيز ياد شده است .