محمد بن أحمد المقدسي ( المشاري ) ( مترجم : علينقي منزوي )
321
أحسن التقاسيم في معرفة الأقاليم ( فارسي )
صبره را فاطمى [ مغربى ] در آن هنگام كه اين سرزمين و [ قيروان ] را گشود ، پايه نهاد ، ونامش را از صبر وشكيبائى سربازانش در جنگ برگرفت ، شهر همانند كاسهء گردو بي مانند است ، كاخ شاه در ميان آنست مانند مدينة السلام ( بغداد ) . آب از ميان آنجا مىرود . ساختمانها استوار بازارها زيبا . جامع سلطان در آنجا است . پهناى بارويش دوازده ذراع است وجدا از ساختمانها است . ميان صبره وشهر پهنهء راه است وبازرگانان از شهر تا آنجا را سوار بر خرهاى مصرى مىآيند وباز مىگردند . دروازههايش : باب فتوح ، باب زويله ، باب وادى القصارين همگى آهنين هستند ، ديوارها آجر است كه با حيل « 1 » بند كشى شده است . اسفاقس وسوسه دو شهر دريائى هستند كه باروئى با آجر وجيل دارند واز چاه آب أنبار مىآشامند . مهديه نيز بر دريا است باروئى از آجر وجيل دارد . آب از چاه وأنبار آب باران مىآشامند . انبار قيروان وبارانداز أصقليه ومصر بشمار آيد ، پر جمعيت مىباشد . هر كس مىخواهد قسطنطينيه را ببيند ورنج سفر روم نكشد آنجا را ببيند كه مانند آن در جزيرهاى ساخته شده واز يك راه همچون بند به آنجا شوند . بنزرد : بارو دارد . ساختمانهايش از سنگ است . جامع در ميان شهر است . آبى شور نيز ميان دره جارى دارد كه از درياچهاى در كنار دريا مىآيد وبه دريا باز مىگردد . مردم با قايق از آن مىگذرند
--> ( 1 ) ص 224 پانوشت 1 .