محمد بن أحمد المقدسي ( المشاري ) ( مترجم : علينقي منزوي )
295
أحسن التقاسيم في معرفة الأقاليم ( فارسي )
جشن چليپا كه پايان شيرين شدن انگور باشد ، سلطان به عين شمس مىرود ودستور باز كردن اين سد را مىدهد ، پيش از آن مردم أطراف ، دهنهء جويهاى خود را بسته باشند تا آب از آن باز نگردد ونگهبانان آنها را پاسدارى كنند ، پس آب به سوى آباديهاى ريف سرازير مىشود . سد ديگر پائينتر از اين وبزرگتر است ولى سلطان هنگام باز كردن آن به آنجا نيايد . با باز كردن اين سد كمبود آب نيل آشكار مىشود . وآن در سردوس است . اندازه گير : يك بركه است كه در ميانش تيرى بلند ، با نشانههاى ذراع وانگشتان نهادهاند . درى استوار با نگهبانى دارد ، كه همه روزه اندازهء آب را به سلطان گزاره كند ، پس جارچى جار مىكشد كه : امروز خدا آب مبارك نيل را چنين وچنان افزود ، سال گذشته در چنين روز چنان بود ، پايان كار نيز با خداست . ولى أو جز براي رسيدن به دوازده ذراع جار نكشد وباقي را تنها به سلطان گزارش مىدهد . در ذراع دوازدهم آب به همهء آبادىهاى ريف مىرسد وچون به چهارده ذراع رسد نقاط دور را نيز سيرآب كند ، هنگامى كه به شانزده رسد مردم خوشحال شوند كه سالى نكو بود واگر بالاتر شود رفاه وگشايش بيشتر است . چون آب فرو شود مردم به شخم زدن وكشت پردازند . در روزهاى افزايش ، مصر همچون مرداب است ، تا آنجا كه در برخى جاها ، از يك دية به دية ديگر جز با زورق نتوان رفت . * نيل را سنّتى كهن بوده است كه أبو ياسر مسافر بن عبد اللّه انصارى آن را برايم نقل كرده گفت : يوسف بن علي از مأمون از محمد بن خلف