محمد بن أحمد المقدسي ( المشاري ) ( مترجم : علينقي منزوي )
256
أحسن التقاسيم في معرفة الأقاليم ( فارسي )
كيلچهء ايشان يك صاع است . غرارهى دمشقي يك ونيم قفيز فلسطينى باشد . ترازو : رطل * از حمص تا جفار ششصدى مىباشد ولى در همه جا يكسان نيست ، وپرترين آن رطل عكا وتنگترين آن دمشقي است . وقيه ايشان از پنجاه تا چهل واندى دارد . هر رطل دوازده وقيه است ، رطل قنّسرين دو سوم اين است . سنجه « 1 » : پولهايشان با ديگران نزديك است ، درم شصت حبه است ، حبه يك شعيره است ، دانق ده حبه است ، دينار بيست وچهار قيراط ، قيراط سه ونيم شعيره مىباشد . رسمها : همواره در مسجدها قنديلهاى افروخته را مانند مكة با زنجيرها مىآويزند . در هر قصبه يك صندوق پسنداز در جامع شهر بر ستون آويخته است ، ميان سرپوشيده وصحن مسجد درها نهاده شده مگر در أريحا . سنگ فرش ديده نمىشود مگر در جامع طبريه « 2 » ، آتشگاهها ( منارهها ) چهار گوش ساخته شده ميانهء هر سقف سرپوشيده آرايش شده است ، دم در هر جامع ودر بازارها آبريزگاهها هست . مردم ميان هر دو سلام از نمازهاى ترويح بر جا مىنشينند ، وبرخى به تك ركعت وتر مىپردازند . در روزگار گذشته وتر ايشان سه ركعتي مىبود ، پس أبو إسحاق در شهر إيليا در همين روزگار من دستور داد ، تا آنها را از هم جدا كردند . هنگامى كه وى براي گزاردن ترويح برمىخاست ، جارچى
--> ( 1 ) پول خرد . مقدسي اين واژه را از ريشهء فارسي سنجش گرفته ، جمع آن را « رسنج » بكار برده است ص 99 ، 129 . ( 2 ) همين كتاب ص 161 : 4 .