محمد بن أحمد المقدسي ( المشاري ) ( مترجم : علينقي منزوي )
216
أحسن التقاسيم في معرفة الأقاليم ( فارسي )
صداى ورق مىداد . با اين پوشش روى وتن أو را پوشيده بودند . مژگانها هنوز بر ايشان مىبودند . برخى پوتين تا ساق پوشيده وبرخى نعلين وبرخى شمشك « 1 » مىداشتند . تنها تازه مىنمود ، چون روى يكى را گشودم موى سر ورويش سالم وآب ورنگ أو روشن وخون در صورتش پيدا بود گوئى همين ساعت خفته بودند . تنهء ايشان به نرمى تن يك مرد زنده بود . بيشترشان جوان وبرخى در آغاز پيرى بودند . سر يكى از آنها بريده شده بود ، چون سبب پرسيدم گفتند در يكى از يورشهاى عرب كه هويه بدست ايشان افتاد ، چگونگى اينها را جويا شدند ، پس چون پاسخ ما را نپذيرفتند ، يكى از ايشان سر اين را از تن جدا ساخت . مردم هويه مىگفتند : در آغاز هر سال يك روز عيد * ايشان است كه مردم در اينجا گردآيند ويكى يكى اينان را برپا مىدارند بطورى كه كج نشوند ونيافتند ، پس گرد از پوشاكهايشان مىروبند وروپوشها را راست مىدارند ، سپس آنها را مىخوابانند ، ناخنهايشان را سالى سه بار مىگيرند كه باز درمىآيد . چون تاريخ آنها را جويا شديم گفتند : ما نمىدانيم جز اينكه ايشان را پيشگويان مىناميم . مجاهد وخالد گمان داشتند كه اينان همان أصحاب كهف باشند « 2 » . شكل اين سرزمين را در صفحهء روبرو مىبينيم . فهرست خورههاى اين سرزمين : من اين سرزمين را بر شش خوره بخش كردهام : نخستين آنها
--> ( 1 ) در متن عربى : شمشكات را در برابر نعال وخفاف قرار داده ، كه معرب چمشاك ، چمتاك است ( لغتنامه ) ن . ك : ص 44 : 1 . ( 2 ) قرآن كهف 18 : 9 - 22 .