محمد بن أحمد المقدسي ( المشاري ) ( مترجم : علينقي منزوي )
207
أحسن التقاسيم في معرفة الأقاليم ( فارسي )
هنگامى كه مسلمة بن عبد الملك بر روم يورش برد وبدين شهر درآمد ، بر سگ روم « 1 » شرط كرد كه خانهاى در كنار كاخ خويش در همان ميدان بسازد ، تا بزرگانى كه أسير مىشوند در آن زندگى كنند ودر پناه أو باشند [ وزيان نبرند ] . أو نيز پذيرفت ودار البلاط را بساخت . بلاط در پشت آن ميدان است وكارگاه ديباى پادشاهى بوده است . قسطنطينيه در بزرگى به اندازه بصره يا كوچكتر است . ساختمانها از سنگ است . مانند ديگر شهرها مستحكم ولى بيش از يك باروى بازدارنده ندارد . دريا در سوى ديگر آن وبر لب آن ميدان است . دار البلاط ودار الملك در دو سوى آن ، رو در رو هستند . در ميان ميدان يك دكه * با پله هست . در دار البلاط به كسى از مسلمانان جا داده نمىشود مگر طبق قرارداد ، از بزرگان باشد . وديگر أسيران از تودهء مسلمانان برده شده در كارخانه به كار گمارده مىشوند . پس زرنگ آن أسير خواهد بود كه هنگام پرسش هنر خود را پنهان دارد . چه بسا أسيران كه به بازرگانى پرداخته سودها بردند . روميان أسيران را مجبور به خوردن گوشت خوك نمىكنند . بيني أسير را سوراخ نمىكنند ، زبان را نمىشكافند . ورزش : از دار الكلب « 2 » تا دار البلاط تنابى كشيدهاند كه يك تنديس مسين أسب بر آن آويخته است . ايشان در أوقات معين براي بازى در آنجا گرد آيند . نام پادشاه [ به زبان رومى ] وينطوا ونام وزير براسيانا است .
--> ( 1 ) مقصود از « كلب الروم » امپراتور بيزانس است ، وگويا محاصرهء قسطنطينيه را به دست مسلمه به سال 98 ه مىخواهد كه طبري در 2 : 1314 پ : 3923 آورده است . ( 2 ) مؤلف امپراتور را مانند بالاى صفحهء « سگ » خوانده و « دار الملك » را « دار الكلب » آورده است .