محمد بن أحمد المقدسي ( المشاري ) ( مترجم : علينقي منزوي )
178
أحسن التقاسيم في معرفة الأقاليم ( فارسي )
پس هر گاه گروهى نادان أبو حنيفة را نكوهش كنند ، مردمان دانشمند أو را مىستايند كه خدا دل أو را چگونه برگشود ، تا با قانون گزارى خود مردم را بر آسود ، أو شكنجه وزندان را بر قاضى شدن برگزيد . آرى مانند أبو حنيفة هيچگاه ديده نمىشود . قرائتها : همهء هفت قرائت در اين سرزمين بكار مىرود . در گذشته بغداد جاى قرائت حمزه ، بصره قرائت يعقوب حضرمي بود . روزى من أبو بكر جرتكىّ را در مسجد جامع آنجا ديدم كه بدين قرائت پيشنمازى كرده مىگفت : اين قرائت پيران است . لهجه : لهجهها در عراق گوناگون است . درستترين آنها « كوفي » است زيرا كه به باديه نزديك واز نبطيان بدوراند ، پس از آنجا نيز زيبا ولى نادرست است ، بويژه در بغداد . مردم بطائح نه زبان درستى دارند ونه خردى ! بازرگانى : در آنجا بد نيست ، مگر نشنيدى مىگويند : خز بصره ، پارچهها وطرفههايش ؟ آنجا مركز لولو وگوهر نيز هست . بندر دريا ودرگاه خشكى است . كارگاههاى را سخت ( روسختج ) « 1 » وزنجفر ( شنگرف ) « 1 » وزنجار ( زنگار ) « 1 » ومرداسنج ( مردار سنگ ) « 1 » در آنجا مىباشد . خرما وحنّا از آنجا صادر مىشود ، خز وبنفشه وگلاب نيز دارند . در إبله از كتان پارچهاى چون قصب « 2 » مىسازند . در كوفه دستار خز وبنفشه بسيار خوب [ وبي مانند ] مىسازند . در مدينة السلام فرآوردههاى زيبا وأنواع پوشاك أبريشمى وجز آن هست . در آنجا
--> ( 1 ) چهار گونه داروى شيميائى بوده كه از تركيب فلزات بدست مىآوردند ( لغتنامه . ) ( 2 ) معرب كسب . پارچهاى هندى .