محمد بن أحمد المقدسي ( المشاري ) ( مترجم : علينقي منزوي )
135
أحسن التقاسيم في معرفة الأقاليم ( فارسي )
كرانههايش خشك وبي آب است مگر در غلافقه . مردم در آن شهرها تنها براي دريا ماندهاند [ پناه به خدا از گرماى عمان وكرانههاى يمن ] در همهء اين سرزمين نه درياچه هست ونه رود قابل كشتى رآني . فقيهان وقاريان واندرزگران اندكند . يهوديان در آنجا بيش از مسيحيانند ، أهل ذمه جز ايشان نباشد . جذامى در آنجا نديدم . أبو الفضل بن نهامه [ بهادر خ . ل ] در شيراز برايم حديث كرد از أبو سعيد خلف بن فضل از أبو الحسن محمد بن حمدان از عمرو بن علي بن يحيا بن كثير ، از عامر بن إبراهيم أصفهاني ، از خطاب بن جعفر از سعيد بن جبير از ابن عباس كه دربارهء آيت به سردسير وگرمسير شدن « 1 » گفت : زمستان را در مكة وتابستان را در طائف مىگذرانيدند . ودربارهء آيت ترس از ايشان برگرفت « 2 » گفت : مقصود ترس نداشتن از بيمارى جذام است . ولى در آنجا پيسى وسودا فراوان است . تودهء مردم سياهچرده وبيشتر باريك اندام ولاغرند . بيشتر پوشاكشان * از پنبه است ونعلين مىپوشند . تمايل به مماطر [ قماطر ] « 3 » ندارند . در زمستان نه برف دارند ونه يخ ونه ميوه . گوشتى جز خشك كردهء قربانيهاى منا ندارند . آئين ايشان : در مكة ، تهامه ، صنعاء ، قرح مردم سنّى هستند . در پيرامن صنعاء وناحيتهايش وحومهء عمان وباقي حجاز خارجيان تند مىباشند ، أهل رأى در عمان وهجر وصعده شيعه هستند . شيعيان مناطق عمان وصعده ومردم سروات وكرانههاى حرمين ( مكة ، مدينه ) معتزليانند مگر شهر عمان . بيشتر مردم صنعا وصعده پيرو أبو حنيفهاند وجامعها
--> ( 1 ) رحلة الشتاء والصيف ( قرآن 106 : 2 ) . ( 2 ) وآمنهم من خوف ( قرآن 106 : 4 ) . ( 3 ) گويا : روپوش وبارانى چ ع 183 : 14