القاضي سعيد القمي
27
شرح الاربعين
اين گفتگوها بىفايده است . اميد كه خداى تعالى توفيق تأدّب به آداب فرموده ، بدهد . امّا از التفات ايشان به همين قدر اكتفا نمىكنم ، به غير از توجه باطن اشاره هاى ظاهري نيز مىخواهم . از آن لب كأم دل مىخواهم وبسيار مىخواهم * كه از حسرت دلم نازك شد وبسيار نازك شد زيادة چه نويسد . عمرت دراز باد . قاضى در نامه دوم خود با ابراز شادمانى از نامه أستاذ از اينكه عمر خويش را ضايع كرده واز جمله - به اشاره - با مطالعه شرح إشارات والهيات شفا گذرانده افسوس خورده است . اين سخن كه قاضى سعيد نزد ملا عبد الرزاق ( فياض ) لاهيجى شاگردى كرده است توجيه قانع كننده ندارد زيرا براساس نظر كساني مثل صاحب روضات الجنات كه وفات لاهيجى را در 1051 ق . دانستهاند قاضى ( متولد 1049 ق . ) در زمان فوت لاهيجى دو سأله بوده است . وبنابر قول درست نيز كه لاهيجى در 1072 ق . وفات يافته است « 1 » هيچ دليل قانعكنندهاى بر اثبات اين ادعا نيست ؛ چه قاضى در هيچيك از آثار خود بر اين موضوع اشاره نكرده است با اينكه مكرر به دو أستاذ خود ملا رجبعلى تبريزى وفيض كاشاني تصريح كرده است ؛ مگر اينكه از اشعارى كه در جنگ خطى شماره 2327 مجلس شوراى اسلامى ، ص 179 - 180 نقل شده است بتوان چنين مطلبي استنباط كرد . در جنگ مذكور دو قطعه آمده است يكى با عنوان « قطعهء مولانا عبد الرزاق گيلانى به ميرزا محمد سعيد حكيم مشهور به حكيم كوچك » وديگرى با عنوان « جواب حكيم محمد سعيد به مولاناى مذكور » در پايان صفحهء قبل از اين قطعه ، تاريخ تحرير اين جنگ با عبارت « تمت القصائد في تاريخ يوم الجمعة شهر محرم الحرام سنة 1073 » ذكر شده است كه يك سال بعد از وفات لاهيجى است . چون نقل اين قطعه هم به عنوان نمونهء اشعار فارسي قاضى سعيد كه لازم بود در اين مقدمه بدان اشارتى شود وهم به عنوان كمك احتمالي به شرح حال أو ونيز شرح حال حكيم عبد الرزاق لاهيجى ، وبعلاوة احياى يك اثر خطى است ، آن را كامل نقل مىكنيم :
--> ( 1 ) . زيرا وى كتاب گوهر مراد خود را - چنانكه در مقدمهء آن ( ص 42 ) گفته است - به شاه عباس صفوى كه بسال 1052 ق . به سلطنت رسيد تقديم كرده است وقطعا تا آن زمان زنده بوده است .