القاضي سعيد القمي
21
شرح الاربعين
در حقيقت صراط قويم است پيچيده ، لاجرم در دائرهء خطوط منحرفه كه در طريقت تباهى وگمراهى است افتاده ، گاهى به پايهء افراط ، خود را در أوج جهالت مىبينم وگاهى در مهبط تفريط در أسفل السافلين بطالت سير مىكنم . طرفهتر آنكه به كمال اين سرگردانى ونقصان رؤيت ، به واسطهء تدافع ادلّه وتكاثر اسئله وعدم اعمال قوهء عقلية - كه از استعمال ساير قواى متخالفهء أو ناشى شده - به خاطر مىرسد كه قطع نظر از طريقهء نظر بايد كرد واز صناعت ميزان كه معيار حق وباطل است چشم پوشيد ومسلك برهان را تنها راه يقين ندانست بلكه در أكثر مواقع از مكاشفه ووجدان استعانت بايد طلبيد ، وچون در اين طريقه نيز مكاشفات متعارضه مىباشد وامرى كه مميز حق از باطل باشد - چنانچه منطق در علم نظر اين كار مىكند - نيست ، باز به خاطر مىرسد كه اين مسلك نيز اعتماد را شايان نباشد . بناء على هذا ، روزبهروز حيرت بر حيرت كه معظم امراض نفس نظري است مىافزايد وبه مقتضاى « الغريق يتشبث بالحشيش » گاهى دست به حبل المتين برهان مىزند ؛ وگاهى در وادى عيان مىپويد ؛ ودر هر دو حال تسكين در اضطراب وتشفى در التهاب نمىيابد بلكه آنا فآنا اضطراب بر التهاب والتهاب بر اضطراب مىافزايد ونمىداند كه در اين ميانه به كدام طرف مايل شود . فتادهام به ميان دو دلبر وخجلم مأمول آنكه به مقتضاى اشفاقى كه آن مخدوم را به خادم وكامل را به ناقص مىباشد بالطبع طريقهء ارشاد را مسلوك داشته ، رهنماى گمراهان شوند ودر اين باب اشارهاى چند از صواب به جواب بپردازند كه شايد به اين وسيله توفيق سعادت ابدى يافته ، از ظلمتكدهء جهل خلاص شده ، سالك مسالك حق گردد . ايشان را نيز به ازاى اين كرامت حظى از ثواب خواهد بود . چون . . . ارشاد واجب است احتياج به مبالغه در كلام نيست . والسلام على من اتبع الهدى . چنانكه از اين نامه برمىآيد قاضى به لحاظ تعارضاتى كه بين أهل عقل ديده مسلك عقلي وروش برهاني را شايسته اعتماد ندانسته است وچون همين معضل را در بين پيروان طريقه كشف وشهود دريافته است از اين مشرب نيز نااميد شده است وبه سرگردانى وحيرت در انتخاب راه گرفتار آمده است وبه فيض كه أو را شايسته راهنمايى مىدانسته متوسل شده تا راه بنمايد وأو را از حيرتى كه در آن گرفتار آمده است برهاند .