السلمي

394

مجموعة آثار السلمي

اين حكايت علاوة بر اثبات فراست براي أبو على وسلمى ، نشان مىدهد كه سلمى معنى تواجد را چنين برداشت مىكند : حركات تواجد را سماع ايجاد نمىكند ، بلكه براي صوفي اسرارى كشف مىشود ومعاني مشكلى كه پيش از سماع در دل داشته أحيانا حل مىگردد ، از آن به هيجان ووجد مىآيد ، وگرنه لذت حسّى از سماع برانگيزندهء متواجد حقيقي نيست . حكايت دوم دليل است بر مخالفت سلمى با رسم سماع . گويد أو روزى از نيشابور به قصد مرو وزيارة أبو سهل صعلوكى بيرون رفت . صعلوكى را عادت چنين بود كه روزهاى جمعه به قرائت وختم قرآن مىنشست . سلمى چون به مجلس أو وارد شد ديد كه مجلس قرآن را تعطيل كرده وبراي شخصي ، مجلس قول منعقد ساخته است . در دلش تلخى ورنجشى احساس كرد . چون صعلوكى از أو پرسيد : « مردم دربارهء من چه مىگويند ؟ گفت : مىگويند : مجلس قرآن را به مجلس قول تبديل كرد . صعلوكى گفت : هركس به أستاذ خود « چرا » گويد هرگز رستگار نشود . » « 15 » ومراد از مجلس قول همان مجلس سماع است . بنابراين سلمى از اين لحاظ به مشرب ملامتيه وصوفيان نخستين نزديكتر است ، زيرا ايشان هم با سماع مخالف بوده‌اند وتواجد را نوعي از ريا مىدانسته‌اند . « * » شاگردان سلمى 5 ) بسيارى از علما به قصد صحبت ودرس وروايت به محضر سلمى حاضر شده‌اند چون أو در ميدان تصوف وحديث وديگر علوم ديني آوازه‌اى بلند داشته است . ذهبي در طبقات الحفاظ وتذكرة الحفاظ وسبكى در طبقات الشافعية نام بسيارى از أهل علم را كه نزد أو تلمّذ نموده واز أو نقل روايت كرده‌اند ، وأو در تصوّف وعلوم ديگر بر ايشان ومؤلفاتشان تأثير عميق وفضل تقدم داشته است ذكر كرده‌اند . ذهبي گويد : « . . . قشيرى وبيهقى ، وأبو صالح ومؤذن ، ومحمد بن يحيى المزكى ، وأبو عبد الله ثقفى ، وعلي بن أحمد اخرم مؤذن ومحمد بن إسماعيل تفليسى وجمعى ديگر از علم وفضل أو بهره برده‌اند » . « 16 » همو در طبقات الحفاظ گويد : « اصمّ از وى استماع حديث كرده وبيهقى و

--> ( 15 ) . طبقات الشافعية ، ج 3 . ص 61 . ( * ) مطالبى كه عفيفي دربارهء نظر سلمى راجع به سماع گفته است درست نيست . وى كتاب السماع سلمى را كه در همين مجموعه به چاپ رسيده است نديده بوده است . ( 16 ) . تذكرة الحفاظ ، ج 3 ، ص 248 .