السلمي
384
مجموعة آثار السلمي
دعوى را منافى با مقام عبوديت مىشناسند ، زيرا بندهء حق ادعاى چيزى را براي خود ندارد وهمه را بايد به خواجهء خود نسبت دهد . أبو عمرو إسماعيل بن نجيد ملامتى گويد : « مرد هيچگاه به مقامي از مقامات اين قوم نمىرسد مگر آنگاه كه همهء أحوال واعمالش در نظر أو دعوى باشد » . « 88 » اصلى كه اين امر را مبتنى بر آن مىدانند اين است كه ايشان اخلاص را سرّ حق در دل بنده مىشمرند ودر اينباره به حديث نبوي استناد مىكنند كه گويد « پروردگار عزيز را از معنى اخلاص پرسيدم ، گفت : سرّى است از سرّ من كه آن را در دل بندهاى از بندگان خود به وديعت مىگذارم كه دوست دارمش » واخلاص را كمال عبوديت مىدانند ووقتي به حقيقت خود مىرسد كه بنده هرچه بر أو مىگذرد يا از فعل أو صدور مىيابد همه را از خداى - عز وجلّ - بداند . سرّ نيز در اينجا عبارت است از « آنچه از روى غيرت در ضمير پنهان مىماند تا كسى جز انعام كنندهاش از آن آگاه نشود » « 89 » واين چيزى جز أحوال نتواند بود ، كه ملامتى ( يا صوفي ) در آن ، به كشف معاني حضرت ربوبي وقرب خداوند نائل مىشود . در اينباره أبو زكريا سنجى گويد : « أحوال امانتهاى الهى است نزد أهل آن ، هرگاه به اظهار آن بپردازند از حد امناء بيرون آمده باشند » . « 90 » بنابراين آنچه مانع ملامتيه از اظهار أحوال شده دو چيز است : أول اينكه أحوال اسرار ميان بنده وخداوند است ، پس از يك جهت به سبب غيرت ، واز جهت ديگر به منظور اداى امانت ، أحوال خود را از هركس ، جز آنكه شايستهء اطلاع است پنهان مىدارند ، همانند عاشقى كه غيرت مانع اوست كه شخص سومى بر اسرار ميان أو ومعشوقش اطلاع يابد . دوم اينكه ، آنها معتقدند كه در اظهار أحوال ، نوعي دعوى وجود دارد ودعوى ريا است ، وملامتى كامل طبق توصيف أبو يزيد « كسى است كه حال خويش را به كلى از مردم پوشيده دارد ، چنانكه ، با همگان بخورد وبياشامد وآميزش كند وبه خريد وفروش بپردازد ليكن قلب أو در ملكوت قدس باشد » . « 91 » پيش از اين در شرح وجوه تفاوت بين ملامتيه وصوفيه ، فرق ميان اظهار أحوال صوفيه وكتمان آن را نزد ملامتيه بيان كرديم ، بدانجا رجوع شود . ملامتى از فرط جدّيتى كه در پنهان داشتن أحوال خود دارد ، از هر چيزى كه موجب ظهور وبرملا شدن أحوال باشد كراهت دارد ، بنابراين از سماع وتواجد وذكر وصيحه وأمثال آن ،
--> ( 88 ) . رساله ملامتيه . با شرح رسالهء قشيريه ، ج 2 ، ص 4 مقايسه شود . ( 89 ) . شرح رسالهء قشيريه ، ج 3 ، ص 132 . ( 90 ) . رسالهء ملامتيه . ( 91 ) . رسالهء ملامتيه .