السلمي
382
مجموعة آثار السلمي
وجود دارد ، وآن اين است كه آنها طاعات وعبادات بنده را با مواهب وعطايائى كه خداوند به أو ارزانى داشته است مقايسه مىكنند . بنابراين دين خدا را بر خود بسيار بزرگتر از كوشش وعمل خود مىيابند واعمالشان در جنب اعمال خداوند بسيار ناچيز جلوه مىكند ، ازاينرو پيوسته به نقائص خود نظر دارند نه به محاسن واعمال خود وآن كس را كه به اعمال خود به ديدهء اعتبار نظر مىكند غافل مىدانند ، وهركه را از آن خوشنود باشد رياكار ومغرور . بلكه نظر كردن به عمل را ، هرچه باشد : طاعت ، مجاهدت ، زهد ، علم وغيره ، همه را حجابهائى مىدانند كه ميان بنده وپروردگارش حائل شده است . چنانكه زبان حال ايشان ، أبو يزيد گويد : « أشد الناس حجابا عن اللّه ثلاثة : عالم بعلمه وعابد بعبادته وزاهد بزهده » . « 83 » يعنى مردمانى كه بيش از همه در حجاباند سه طايفهاند : عالمي كه به علم خود وعابدى كه به عبادت خود وزاهدى كه به زهد خود در حجاب مانده باشد . 7 ) چون ملامتيه شادى از طاعات وعبادات ولذّت از آن را ريا وشرك خفى دانستند ، براي ايشان چيزى جز گريه وپشيمانى از كوتاهى ونقصان خود واعمالشان در برابر خدا باقي نماند . برخى از شيوخ ايشان ، مانند أبو حفص گريستن را جايز دانسته وبرخى ، از جمله شاگرد أو أبو عثمان حيرى با آن مخالفت كرد وگفت گريه تأسف را تسكين مىدهد ودر حكم آرامش است وآرامش پيوستگى أسف را قطع مىكند ، در حالي كه مداومت در أسف واجب است . « 84 » چنين است موضع ملامتيه در مورد افعالى كه از خود ايشان صدور مىيابد ، كه سراسر دعوت به رنج واندوه است وبدبينى در آن به نهايت رسيده كه راه بروز هرگونه زيبائى وخوبى را از ايشان مسدود كرده وكوشيده است آن سعادت روحي را كه صوفيه در عبادات ومجاهدات خود احساس مىكردند ويا از قرب الهى وادراك توحيد ورسيدن به حضرت ربوبي در - مىيافتند وغزالى درك اين سعادت را نتيجهء معرفت دانسته است ، به كلى از پيروان اين فرقه سلب كند . غزالى گويد : معرفت يعنى : « شناخت حضرت ربوبي كه محيط بر كل موجودات است ، زيرا در عالم وجود چيزى جز خدا وافعال أو نيست وجهان هستى از افعال اوست . پس آنچه از اين حقيقت در دل تجلى كند بهشت است - از نظر گروهى - وسبب شايستگى ورود به بهشت است - از نظر أهل حق - ووسعت بهشت براي هر انسان به اندازهء وسعت معرفت أو وبه مقدار تجلى صفات وافعال حقتعالى براي اوست . » « 85 »
--> ( 83 و 84 ) رسالهء ملامتيه . ( 85 ) . احياء علوم الدين ، ج 3 ، ص 19 .