السيد محمد باقر الداماد ( الميرداماد )
مقدمة 70
نبراس الضياء وتسواء السواء
بالممازجة وخارج عن الأشياء لا بالمقارنة » « 1 » مىباشد . بنا به تحقيق فلسفي ، بين وجود وماهيت فرق مفهومي متحقّق است ، أصل در تحقّق ، وجود وماهيت طفيل وموجود بالعرض است ، ماهيت در لحاظ عقلي داراى احكام مخصوص به خود است ووجود از احكام خود تبعيّت مىكند ، ولى از آنجا كه تحقّق شئ واحد است احكام وجود بالعرض بر ماهيّت حمل واحكام ماهيّت بالعرض حمل بر وجود مىگردد ، بنا بر اين احكام وجود در تحقّق مستقل وبالذات است . از احكام عاليه وجود تساوق وهماهنگى آن با علم ، اراده ، حيات وغيره مىباشد ، از آنجا كه ملاك علم ظهور وكشف است ، شدت علم از شدت وجود تبعيت كرده واحتجاب خود را از ماهيات كسب مىنمايد ، پس هر گاه وجود ، بالذات باشد علم بالذات خواهد بود ، وهر گاه علم بالعرض وجود بالعرض ؛ حال در تلبّس ماهيات امكاني به وجود ، احكام وجود از صرافت وجوب زائل گشته ونقش امكاني خواهد يافت وتقوّم ممكن به واجب اتحاد حقيقت به رقيقت خواهد شد ، پس احكام احتجاب امكاني بالعرض عارض بر حقيقت وجود خواهد شد حال آنكه آن حقيقت در مقام صرافت اطلاقى عين ظهور است . لذا در ظهور حضرت حقّ به فيض اطلاقى خود در هياكل ممكنات تشأن علم ذاتي به احتجاب بالعرض در علم فعلى ، دچار خواهد شد كه اين احتجاب هيچ منافاتى با ظهور مطلقه علم در مقام ذات نخواهد داشت ؛ چه اينكه همين تحقّق علم فعلى به نحو حضوري است « 2 » ، پس به تعبير دقيق « علم حاكم بر معلوم در أصل ظهور است ومعلوم حاكم بر علم در خروج از محوضت وصرافت ذاتي « 3 » » . بنا بر اين در انتساب ظهور به مقام علم فعلى حضرت حقّ هيچ اشكالى نخواهد بود ، ويكى از معاني حقيقت بداء در همين تحقيق روشن مىگردد .
--> ( 1 ) - ر . ك : پيشين ، ص 308 ح 2 با اختلاف در لفظ . ( 2 ) - براي تفصيل بحث علم فعلى بنگريد : ميرزا مهدى آشتيانى ، « أساس التوحيد » ، ص 362 . ( 3 ) - ر . ك : ترجمه « إجابة الدعاء » ، ص 58 .