السيد محمد باقر الداماد ( الميرداماد )

مقدمة 58

نبراس الضياء وتسواء السواء

زمان حصولش نيست . ولى بيان فوق مورد اشكال صاحب نظران قرار گرفته ولذا حكيم سترگ ملا على نوري در تعليقه خود بر اين عبارت منكر تحليل فوق گرديده است وتحقّق بداء را در محو حكم لوح قدرى دانسته است . از سوى ديگر با امعان نظر در عبارت فوق مىتوان گفت « انتهاء اتصال الإفاضة ونفاد تمادى الفيضان في المجعول » اگر منظور مجعول بالفعل باشد ، انتهاء اتصال فيض مساوى با عدم معلول ومجعول است ، پس بداء به معنى انتهاء حكم نخواهد بود ؛ واگر منظور از مجعول ، مجعول بالقوة باشد ، انتهاء استمرار افاضه مساوى با رفع سلسله علل حاكم بر مجعول بالقوة خواهد بود ، ودر اين صورت باز علت مجعول محو واز بين رفته - گر چه نسبت به مجعول بالقوة ، ظهور آن از بين رفته است - لذا با تصوير انتهاء فيض در مجعول مفروض ، امر بدائى به معنى پايان حكم در سلسله علل آن است نه در مجعول مفروض ، حال آنكه ظهور بدائى در معلول مفروض مورد بحث است ، وبه تعبير دقيقتر حصول امر بدائى ، تغيير در جهت مصلحت حكم است نه تغيير أصل حكمت . پس بنا بر تحقيق فوق مشابهت بداء ونسخ به هيچ وجه محمل صحيحي ندارد ، افزون بر اين كه با قبول تحليل سيّد داماد اشكال دوّم وسوّم بر جاى خود باقي خواهد بود « 1 » واشكال اوّل ، به خبر ظهور بداء در أبى محمّد عسكرى تقويت مىگردد . حصول بداء در تكوينيّات يكى از محورهاى عمده بحث بداء وپايه‌هاى نظريه محقّق داماد حصول بداء در تكوينيات است ، وگر چه قول ميرداماد در أصل تحليل بداء مورد نقض واشكال است ولى در تخصيص بداء به كائنات در خور ستايش وتوجه مىباشد . لذا خود سيد داماد

--> ( 1 ) - نيز بنگريد : ترجمه « إجابة الدعاء » ، ص 63