السيد محمد باقر الداماد ( الميرداماد )

مقدمة 49

نبراس الضياء وتسواء السواء

خلاصهء نظر وى بر دو پايه فوق بدين شرح است : « البداء منزلته في التّكوين منزلة النّسخ في التّشريع ، فما في الامر التّشريعى والاحكام التّكليفيّة نسخ ، فما في الامر التّكوينىّ والمكوّنات الزّمانيّة بداء ، فالنسخ كأنّه بداء تشريعي ، والبداء كأنّه نسخ تكويني » « 1 » . بخش سوم : اين بخش كه از جهتي ، يك بخش فرعى واستطرادى در مسأله بداء مىباشد ، به اعتباري بطور مستقيم با بداء در ارتباط است . در اين مرحله به طرح حصول كثرت از وحدت از رهگذر مسائل علم حروف واعداد اشاره شده كه بيش از يك پنجم رساله را به خود اختصاص داده است . لازم به ذكر است كه أكثر محقّقان ومحدّثان بعد از أو ، نظريه وى را پذيرفته‌اند « 2 » . 10 - ملا صدرا تحليل نظريه وى را به جهت عدم تكرار ، در خلال طرح بحث لوح وقلم معروض مىداريم « 3 » .

--> ( 1 ) - ر . ك : اثر حاضر ، ص 55 ( 2 ) - ر . ك : « تلخيص التمهيد » ، ص 414 ، تعليقات « أوائل المقالات » ، ص ( 3 ) - أقوال ديگرى در مسأله بداء وجود دارند كه پاره‌اى از آنها عبارتند از : الف - بداء به معنى ابداء ( اظهار ) است . « البيان » ، ص 393 كه از آراء ضعيف در اين مسأله است . ب - بداء در علم ذاتي حقّ نيست بلكه در علم مفاض به أنبياء است ، اين قول مشابهت با كلام حكيم ملا فيض كاشاني در « وافى » دارد . ج - ظهور حركات در نظام علّى ومعلولي بنا به تشاجر وناهماهنگى آنها در ظهور اضداد بداء است .