السيد محمد باقر الداماد ( الميرداماد )
628
مصنفات مير داماد
داده بوديم ، در مقام عقوق وعصيان در آمده ، جمعى را كه از درگاه معلّى بر طبق قانون : وَإِنْ تَوَلَّوْا فَإِنَّما هُمْ فِي شِقاقٍ كفران نعمت ورزيده روگردان مىشدند ، متدرّع به درع حمايت ايشان مىگشت ؛ ونوّاب همايون ما به ملاحظهء حديث صحيح « الصّالحون للّه والطّالحون لي » هرچند به نصيحت دلپسند وپند سودمند أو را منع مىفرموديم ، به مضمون آنكه ، نظم : با سيهدل چه سود خواندن وعظ * نرود ميخ آهنين در سنگ مواعظ وپند سودمند در گوش بيهوش أو اثر نداشت ، بدين جهت بر ذمّت همّت پادشاهانه تنبيه وتغيير أو لازم گشت ، نه براي مجرّد توسيع ملك موسّع كه محمول بر طمع بوده باشد تعرّض به الگاى تفويض كردهء به أو نموده باشيم ، چه مجموع مداخل آن در برابر همّتوالا نعمت همايون ما وخوان احسان منتسبان اين دودمان ولايت نشان بغايت قليل الاعتبار است ، وديدهء همّت كه به كحل الجواهر ( ما زاغَ الْبَصَرُ وَما طَغى ) مكحّل گشته ، به غير نعم باقيه كه از خوان امتنان : ( فيها ما تشتهيه الأنفس وتلذّ الأعين ) مرجوّ الوصول مىنمايد ، به چيزى ديگر التفات نمىكند . وحقيقت حال وأطوار ناهموار مومى إليه را از اين قياس فرمايند كه در اين آخر عمر ، به يمن شفقت ومرحمت پادشاه اسلامپناه ، عنان عزيمت وى به جانب عتبات عاليات وروضات مقدّسات ائمّهء أطهار ، كه مصدوقهء : ( جَنَّاتٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ ) است منعطف گشته ، سعادت استسعاد آن دريافت . مناسب صفاى عقيدت وملائم حالات وكمالات آن مىنمود كه رحل أقامت انداخته ، به إكسير مجاورت آن بارگاه عرش اشتباه مس زنگ گرفتهء خود را به زر تمام عيار دار الضّرب اخلاص وثوب أطاعت را به زلال بىغش از چشمهء صافي توبت وانابت نظافت داده ، با محرمان سرادق انس همراز وبا معتكفان صوامع قدس همآواز گردد . واز ميامن توجّهات خسروانه به زيارة بيت اللّه الحرام وطواف مدينهء حضرت خير الأنام ، زادهما اللّه شرفا وتعظيما ، كه همگى سلاطين اسلام را اين آرزو در خاطر مرتسم است وميسّر نمىشود ، مشار إليه را از يمن مراحم پادشاهانه ميسّر گشته بود مشرّف شود .