السيد محمد باقر الداماد ( الميرداماد )

543

مصنفات مير داماد

خود را از أوج فضاى شرف عالم علوي به حضيض تنگناى خسّت عالم سفلى انداخته است . و « ظلوما جهولا » ، بر تقدير اين تفسير در مقام ذمّ ولوم تعبير وتوضيح واقع خواهد بود . واين مذمّت تفسير راجع به حال جنس نوع انسان است به اعتبار بعضي از افراد ، اعني نفوس معطّله خسيسه وعقول ناقصه سخيفه كه حقّ استعداد فطرى فطرت أولى را ضائع ساخته ، به سوء استعداد مكسوب فطرت ثانيهء ذات قدسي وجوهر ملكوتي نفس ناطقهء مجرّده را ، كه به حسب جبلّت مرتبهء مفطوره عقل هيولانى قابليّت داشته است كه حاقّ عرض الكمال مرتبهء عقل مستفاد ، به دام تحصيل در آورده ، ونسخهء مطابقهء نظام وجود وأخيرة المراتب سلسلهء عود واشرف نخايل طبقات ممكنات باشد ، به رجع القهقرى ، در انتكاس مرتبهء منكوسهء مكسوبهء فطرت ثانيه ، به جايى رسانده است كه در خسّت ذات وخساست صفات تختمهء ديوان سفالت وخاتمهء عنوان جهالت وأدون أصناف مصنوعات واخسّ افراد مكوّنات شده است . احتمال دوم ، آنكه حمل امانت عبارت باشد از تحمّل وقبول والتزام حفظ ومحافظت وتعهّد أداء وتأديهء آن ، واشفاق وخشيت از حمل به جهت خوف تقصير در ايفاى حق اداى آن است . ودر مسلك اين احتمال ، مفسّرين را در تفسير امانت وتعيين مراد از آن ، أقوال مختلفه وآراى متشعّبه است . بعضي گفته‌اند : امانت اينجا معرفت جناب مقدّس إلهي وعرفان كبرياى متعالي ربوبي است ، كنه ذات وصفات قدّوس حق ، تعالى كبرياؤه وتقدّست أسماؤه ، محال است كه در مدركى از مدارك عاليه وسافله مرتسم ومتمثّل ودر عقلي از عقول علويّه وسفليه منطبق ومتحمّل شود ، فرق ميان عالم وجاهل در سبيل اين معرفت آن است كه عالم جهل خود را به برهان عقلي مىداند به خلاف جاهل . من در كتاب « ايماضات وتشريفات » گفته‌ام : « الجهل المعلوم بالبرهان هي قصيا مراتب العرفان » ، غايت مرتبهء معرفت عارف كامل آن است كه اثبات وجود واجب بالذّات وصفات كمال تمجيديّه وتقديسيّه أو ، جلّ جنابه ، به براهين عقليّهء يقينيّه دانسته . حلّ شكوك ودفع شبهات به قوانين حقّه وأصول محقّق كرده ، به حكم