السيد محمد باقر الداماد ( الميرداماد )
542
مصنفات مير داماد
حمل كسب تأنيث از مضاف إليه كه امانت است كرده است . وحمل امانت به قانون « علم لغت » دو احتمال دارد : [ احتمال ] أوّل ، آنكه به معنى خيانت وتضييع امانت وتقصير در اداى آن بوده باشد ، چه خيانت سبب آن مىشود كه امانت در ذمّت خائن ثابت ومستقر شده ، هميشه ذمّت همّت أو حامل آن امانت بوده باشد ، مانند مركوب كه حامل راكب است ، بر خلاف اداى امانت كه منشأ آن است كه ذمّت امين برى وفارغ باشد . به اين اعتبار خائن در امانت را حامل آن گفتهاند . وبنا بر اين مسلك ، مراد از امانت معروضه بر آسمانها وزمين وكوهها وجميع مخلوقات غرض وغايتى است كه هر مخلوقى از براي انجام متعلّق ايجاد وداخل دايرهء نظام وجود شده است . ومحصّل المعنى : آنكه آسمان وزمين وكوه ودشت وهر مكوّنى كه در دايرهء تكوين وايجاد داخل است در أمانتي كه به استعداد مادّه وذمّت هويّت أو سپرده شده است . وآن مصلحتى كه به استعداد مادّه وذمّت هويّت أو سپرده شده است . وآن مصلحتى است از مصالح تماميّت نظام كل ، كه به وجود آن مكوّن منوط ومربوط ، وغايت ايجاد أو اتمام آن مصلحت واسباغ آن كمال بوده ، تقصيري ننموده حمل آن امانت ، يعنى خيانت در اداى آن ، به هيچ وجه نكرده است ، إلّا انسان كه خلقت أو از براي تكميل قوّتى نظري وعملي وعلم به حقايق موجودات وانصراف از ظلمات عالم هيولى واتصال به أنوار عقليّه عالم ملكوت أعلى وانخراط در سلك بررهء ملائكهء مقرّبين بوده است ، تا به استكمال جوهر ذات واستجماع واستحصال كمالات ملكات ، نسخهء جامعهء عوالم وجود شده ، در انتهاى سلسلهء عود منزلت عقول فعّاله در ابتداى سلسلهء بدو حاصل نمايد . واين درجهء عاليه ومرتبهء متعاليهء امانت عنايت سابغهء ربوبي وحكمت بالغهء إلهي است كه به ذمّت قابليّت حقيقت كاملهء بشرى وقوّت جامعيّت نفس ناطقهء انساني سپرده ، وأو در حمل اين امانت ، يعنى در اداى آن ، خيانت ورزيده . زبان مسألت از مواظبت ورد « رَبَّنا أَخْرِجْنا مِنْ هذِهِ الْقَرْيَةِ الظَّالِمِ أَهْلُها » ، ( النساء ، 75 ) كه كنايت از قلمروى هيولاى عالم كون وفساد است كوتاه وكشيده داشته ، جوهر ذات