السيد محمد باقر الداماد ( الميرداماد )

260

مصنفات مير داماد

نشود . وجهد ناكردن أو دليل تقدير ناكردن خداى تعالى باشد . چنان كه عدم آلت تناسل در خلقت دليل باشد صاحبش را فرزند تقدير نكرده‌اند ، چه عدم سبب همچنان كه سبب عدم مسبّب باشد ، دليل عدم سبب موجب آن مسبب نيز باشد . امّا آن كسى را كه جهد كند واجب نباشد كه هر چيزى كه به توسّط جهد تقدير كرده باشد به أو رسد ، چه جهد تنها سبب موجب نباشد ، بلكه با آن شرائط ديگر ببايد كه حسن توفيق عبارت از استجماع آن شرائط باشد ، وسوء توفيق عبارت از فقدان بعضي از آن . ووجود سبب غير موجب ، اقتضاء وجود مسبّب نكند . اين است آنچه محرّر اين سواد را در اين مسأله معلوم شده از مقتضاى أفكار أهل تحقيق . وپوشيده نماند بر كساني كه از نصوص أنبيا وبزرگان دين ودعوت خبردار باشند ، اين سخن موافق إشارات ايشان است . واز همه ظاهرتر آنست كه در خبر آمده است كه از پيغمبر صلّى اللّه عليه وآله پرسيده‌اند كه : « أنحن في أمر فرغ منه أم في أمر مستأنف ؟ » ، فقال صلّى اللّه عليه وآله وسلّم : « في أمر فرغ منه وفي أمر مستأنف » ، وآنچه گفته است ( ص ) كه : « جفّ القلم بما هو كائن » ، قيل له : « ففيم العمل ؟ » قال ( ص ) : « اعملوا ، فكلّ ميسّر لما خلق له » . وآنچه در شرح قدر فرموده كه : هرچه هست ومىباشد از قدر است ، به عبارتى كه در موضع آن مثبت است . سائلى پرسيده است كه من چنين وچنان كرده‌ام ، فرموده است عليه السّلام : « وهذا أيضا من القدر » . وآنچه امام جعفر صادق عليه السّلام فرموده است : « لا جبر ولا تفويض ولكنّ أمر بين أمرين » . وآنچه در سخن بعضي آمده است كه : « مفروغ ومستأنف به هم تمام است وبا هم مفروغ ومحقّق العبارة » . وبر جمله ، شاه اين باب بسيار است . واين موضع نه جاى ايراد آن است . چه أساس اين مختصر بر ايراد معقول وقياس برهاني نهاده آمد ، نه بر تتبّع منقول واقناعات خطابي . ولا شكّ ، كساني كه آنچه در اين مختصر تعريف داده شد فهم كنند ، چون به اشارتى از آن إشارات رسد ، آن را خود بازشناسند ، واللّه الموفّق » ( رسالهء جبر وقدر ، ص 24 ) . الإيقاظ السادس ( أفعال العباد والإرادة ونظام الوجود الخير )