السيد محمد باقر الداماد ( الميرداماد )
مقدمة 16
مصنفات مير داماد
فلسفهء يونان چه انديشيدند كه فلسفه چنان مورد پذيرش قرار گرفت كه حتّى تا اين زمان فقيهان ومفسّران قرآن به فلسفه مىپردازند وشفا وإشارات ابن سينا را تدريس مىكنند وبه مطالب آن استشهاد مىجويند كه از نمونهء آن مىتوان از علّامه طباطبايى وسيد أبو الحسن رفيعى قزوينى وشيخ محمّد تقى آملي وامام خمينى - رحمة اللّه عليهم أجمعين - نام برد . اينان وارث علم گذشتگان خود بودند همان گذشتگانى كه ابتكار تطهير فلسفه وتحبيب فلاسفه را عهدهدار گرديدند كه از ميان آنان مىتوان از ميرداماد وملا صدرا وفيض كاشاني وعبد الرّزاق لاهيجى وحاج ملّا هادي سبزوارى نام برد ؛ يعنى متفكّران إيراني كه با مكتب تشيع وسنّت ائمهء أطهار ( ع ) سر وكار داشتند . اين فيلسوفان كلمهء « فلسفه » را به كلمهء « حكمت » تبديل كردند كه هم نفرت يوناني بودن آن كنار زده گردد وهم تعبير قرآني كه مورد احترام هر مسلمانى است براي آن علم بكار برده شود ؛ زيرا هر مسلمانى با آيهء شريفه قرآن : وَمَنْ يُؤْتَ الْحِكْمَةَ فَقَدْ أُوتِيَ خَيْراً كَثِيراً آشنايى دارد وبه آن ارج واحترام مىگذارد وكلمهء حكمت را مبارك وفرخنده مىداند وبا آن « خير كثير » را از خداوند مىخواهد ، چنان كه حاج ملا هادي منظومهء حكمت خود را با همين آيهء شريفه پيوند مىدهد وفلسفهء خود را « حكمت ساميه » مىخواند ومىگويد : نظمتها في الحكمة الّتي سمت * في الذّكر بالخير الكثير سمّيت حال كه از انديشه وتفكّر وبكار بردن خرد وعقل تعبير به « حكمت » شده ديگر « فلسفه » با تجلّى در كلمهء حكمت در برابر « دين » قرار نمىگيرد ؛ زيرا اين همان حكمتى است كه خداوند به لقمان عطا فرموده كه وَلَقَدْ آتَيْنا لُقْمانَ الْحِكْمَةَ ديگر كسى همچون ناصر خسرو نمىتواند آن را در برابر دين قرار دهد ودين را « شكر » وفلسفه را « افيون » بخواند وبگويد : آن « فلسفه » ست واين « سخن ديني » * دين شكّرست وفلسفه هپيونست اينان براي حفظ انديشه وتفكّر وبكار بردن خرد وعقل ومحفوظ داشتن آن از تكفير