السيد محمد باقر الداماد ( الميرداماد )
مقدمة 12
مصنفات مير داماد
از مميّزات اين دوره تساهل وتسامح در اظهار نظر علمي بود دانشمندان انديشههاى مخالف را تحمّل مىكردند ومجال ردّ ونقض وشكوك وايراد را بازمىگذاشتند . براي مثال مىتوان داستان أبو الحسين سوسنگردى را ياد كرد كه مىگويد : من پس از زيارة حضرت رضا ( ع ) به طوس ، نزد أبو القاسم كعبى به بلخ رفتم وكتاب الانصاف في الإمامة اين قبه رازي را به أو نشان دادم . أو كتابي به نام المسترشد في الإمامة در ردّ آن نوشت سپس من آن را به رى نزد ابن قبه آوردم أو كتابي به نام المستثبت في الإمامة را نوشت والمسترشد را نقض كرد ومن آن را نزد أبو القاسم آوردم أو ردّى بر آن به نام نقض المستثبت نوشت وچون به رى برگشتم ابن قبه از دنيا رفته بود . وبر همين پايه دانشمندان معتقد بودند كه مطالب علمي در پهنهء عرضهء بر مخالفان وميدان ردّ وايراد صفا وجلوه خود را پيدا مىكنند چنان كه ناصر خسرو گفته است : با خصم گوى علم كه بىخصمى * علمي نه پاك شد نه مصفّا شد زيرا كه سرخ روى برون آمد * هر كو به سوى قاضى تنها شد اين دوران شكوفائى علم وفلسفه در جهان اسلام دير نپائيد چه آنكه امام محمّد غزّالى با تأليف كتاب تهافت الفلاسفة به تكفير فيلسوفان پرداخت ودر عقيدهء به قدم عالم آنان را كافر خواند واز جهتي ديگر گروهى ظهور كردند كه پرداختن به علم طبّ را تحريم كردند وآن را دخالت در كار إلهي دانستند وكار بدانجا كشيد كه علم حساب وهندسه هم كه هيچ ارتباطي نفيا واثباتا با دين نداشت مورد نفرت قرار گرفت ودانندگان آن منزوى گرديدند . جدال ميان أهل دين وأهل فلسفه بالا گرفت وشكاف ميان اين دو روز بروز بيشتر شد به ويژه آنكه برخى از دانشمندان راه غزّالى را در ضديّت با فلسفه دنبال كردند چنان كه ابن غيلان معروف به فريد غيلانى يا أفضل الدّين غيلانى كتاب حدوث العالم خود را تأليف كرد ودر آن ابن سينا را در اينكه دلايل كساني را كه براي گذشته آغاز زماني قائل بودند ابطال كرده بود ردّ كرد ودر آن از هيچ اهانتى به