عبد الرزاق الكاشاني ( القاشاني )
86
مجموعه رسائل ومصنفات كاشانى
بخوبى مىشناخته است . از اين رو نمىتوان اين مدّت را - كه در طلب شيخى ديگر گذشت - زماني دراز دامن تصوّر كرد . أو هفت ماه بعد در حالي كه مباني وحدت وجود را به كشف دريافته وبه قرار دل رسيده بود از آن صحرا خارج شد ورو بسوئى كه بر ما پوشيده است نهاد . همين قدر مىدانيم كه در اين دوره ، أو از منطقهء مركزى إيران خارج وقبل از سال 717 ه . ق - كه اسفراينى در آن ارتحال يافت - در بغداد بوده وبا أو ملاقاة كرده است . عبد الرزّاق خود مىنويسد : « بعد از آن چون در بغداد به صحبت شيخ بزرگوار شيخ نور الدّين عبد الرّحمن اسفراينى - قدّس سرّه - رسيدم . . . » . بدون شك وجود مشايخ بسيار ومراكز دير پاى تصوّف همچون مسجد شونيزيه كه نامورانى همچون أبو الحسن نوري وپيشواى خانقاهيان جنيد بغدادي چندى در آن سپرى كرده بودند ، كاشاني را به درنگ در بغداد واداشته است . پس از بغداد كه به احتمال زياد در نخستين سالهاى قرن هفتم ه . ق پذيراى كاشاني بوده است باز نمىدانيم كه أو به كدامين سو روى نهاده است . همين قدر مىدانيم كه أو افتخار عتبه بوسى بارگاه قدسي خليفة اللّه في العوالم حضرت مولى الموحّدين وهم افتخار زيارة كعبهء أحرار تربت منوّر سيّد الشهداء را يافته است . يقين به اين دو سفر أو را مرهون پيشنوشت دو منظومهء بلند أو هستيم كه « عند الزيّارة » انشاء شده است « 1 » . ومىتوان - بر أساس نزديكى نجف وكربلا با بغداد - چنين پنداشت كه تشرّف أو به اين دو شهر معظّم ، در جريان همين سفر رخ داده است . امّا آيا نخست به اين دو شهر روى نمود وزان پس بار سفر به بغداد كشيد ويا پس از بغداد به اين سوى رو نهاد ؟ قرائن موجود از نمودن جواب اين پرسش سخت عاجز است . زان پس نيز ، آيا به كاشان بازگشته ، يا راه قونيه ومصر را پيش گرفته است ؟ اين سه احتمال ، به قرينهء تتلمذ قيصرى در محضر عبد الرزّاق پديد آمده ونشانگر آن است كه كاشاني در اين زمان ، چهرهء استادى مايهور داشته است . چه در اين دوره ، گروهى از معارفپژوهان صوفىمنش ، رازآميزترين متن عرفانى يعنى فصوص الحكم را از مجلس أو فرا مىگرفتهاند . تلميذ نامدار أو ، بر پيشانى شرحي كه بر فصوص پرداخت اين واقعه را
--> ( 1 ) . دربارهء اين دو منظومه پس از اين سخن خواهيم داشت . بنگريد : كتابنامه وآثار .