عبد الرزاق الكاشاني ( القاشاني )

70

مجموعه رسائل ومصنفات كاشانى

المعارف واز سوئى ديگر در فصوص الحكم تدوين شده بودند « مجمع البحريني » فرآهم آورد كه مىتوانست هر صوفي مصمّم مستعدى را كه بهرهء كافى از ديگر علوم را نيز در كوله‌بار خود داشته باشد به وادى معرفت رهنمون شود واز وحشت واضطراب - كه كاشاني از آن شكوه‌ها داشت - برهاند . وبدين گونه أو قدم در چنين فضائى نهاد . 6 - مشايخ كاشاني أو بنا به تصريح خودش شمارى از مشايخ آن روزگار را درك كرده است ، امّا تنها به نام پنج تن از آنان اشاره مىكند وجاى بسى مسرّت است كه ترتيب زماني اين فيض يأبى را در ميان دو شيخ اوّلش وجمع مشايخ پس از آن دو به قلم مىآورد . 1 - نور الدين عبد الصّمد نطنزى كاشاني مىنويسد « أول اين سخنان بصحبت مولانا نور الدين عبد الصمد نطنزى - قدّس اللّه سرّه - رسيد » . جامى اين نطنزى را « عالم بعلوم ظاهري وباطني » « 1 » مىداند . همو از مريدان نجيب الدين علي بن بزغش شيرازي بوده است وبنا به سخن كاشاني در « تأويلات » - كه جامى نيز آن را نقل كرده است - « 2 » پدرش هم از صوفيان بوده وبه محضر شيخ شهاب الدين سهروردى آمد وشد مىكرده است . أو در ادامهء همين نامه مىآورد « واز صحبت أو همين معنى توحيد يافت وفصوص وكشف « 3 » شيخ يوسف همداني را عظيم مىپسنديد » . مىدانيم كه دقائق مبحث وحدت وجود وظرائف خيال محيى الدّين كه در فصوص به وديعت نهاده شد ، نه مطلبي است كه شيخى ديده‌ور همچون نطنزى با مبتديان وادى تصوّف در ميان نهد ، چه لازمهء ورود وتعمّق در اين مباحث - حدّ أقل در آن

--> ( 1 ) . بنگريد : نفحات الانس ص 480 ( 2 ) . بنگريد : همان ( 3 ) . منظور خواجة امام أبو يعقوب يوسف بوزنجردى همداني است كه در فاصله سالهاى 440 تا 535 ه . ق در حيات بوده است . امروز متأسفانه اثرى از اين كتاب در دست نيست وتنها اثر باقيماندهء همداني ، يگانه نسخهء كتاب رتبة الحيات اوست . تفصيل اخبار أو را بنگريد به : رتبة الحيات ، مقدّمه آقاى دكتر محمد امين رياحى .