عبد الرزاق الكاشاني ( القاشاني )
27
مجموعه رسائل ومصنفات كاشانى
« كاشى » « 1 » ، و « كاشاني » « 2 » خواندهاند كه همه اين أسامي صورتهاى مختلف اسم منسوب به « كاشان » است . چه « كاشى » صورت مختصر اين كلمه است كه بهنگام استفاده از آن بعنوان نسبت ، مورد استفاده قرار مىگيرد ودر تراجم بسيارى از ناموران كاشان همين صورت مضبوط است « 3 » . قاسان نيز صورت همراه قاشان است كه هر دو نامهاى ديگر كاشان مىباشند . چه أبو الفداء بهنگام تبيين مختصات قاشان به نقل از اين حوقل در حدود العالم خصائص كاشان را مىنگارد : « . . . وقاشان أصغر من قم » . همو به نقل از صاحب اللباب مىافزايد : « هي بلدة عند قم وأهلها شيعه ينسب إليها جماعة من العلماء » . يكى بودن قاسان وقاشان نيز در همين كتاب آمده است : « . . . ان قاشان المذكورة يقال بالسين المهملة والشين لمعجمة » « 4 » . بغدادي نيز ذيل كلمه قاشان خصوصيات كاشان را بر مىشمارد « 5 » . يگانگى قاسان وقاشان از سخن أو نيز بخوبى استفاده مىشود چه ، در ذيل كلمه قاشان مىنگارد : « . . . مدينة قرب أصفهان « 6 » . . . ، ودر توضيح كلمه قاسان نيز مىافزايد : . . . وقاسان : ناحية بأصفهان « 7 » . قاشى نيز تلفظى ديگر از قاشان است كه زبانگرد عموم بوده است ، چه ياقوت پس از ذكر مختصّات جغرافيائى قاشان ( كه همان خصائص كاشان است ) مىنويسد : والعامّة تقول القاشيّ « 8 » . بنا بر اين با توجّه به اتّحاد اين چهار اسم در يك مسمّاى واحد ، « كاشاني » بودن عبد الرزّاق جاى هيچ ترديدى ندارد . آخرين سخن اينكه حاج خليفه با آنكه در مواضعى از كشف الظنون « 9 » به تصريح أو را « كاشى » خوانده است ، امّا در معرّفى كتاب « تأويلات القرآن » أو ، لفظ « السمرقندي » را نيز در ادامهء
--> ( 1 ) . الحقائق الرّاهنه ص 112 . ( 2 ) . ريحانة الأدب ج 5 ص 34 . در ترقيمهء نسخهاى كه پسر مؤلّف از اصطلاحات پدر ترتيب داده نيز همين « كاشاني » ذكر شده است . نيز در سرنوشته بعضي از آثار أو ، همچون نسخهء كهن « لطائف الاعلام » . ( 3 ) . بعنوان نمونه صاحب وافى وملا فتح الله صاحب تفسير منهج الصادقين هر دو گاهگاه به اين نام خوانده شدهاند . ( 4 ) . بنگريد : تقويم البلدان ص 420 ، 421 . ( 5 ) . بنگريد : مراصد الاطلاع ج 3 ص 1057 . ( 6 ) . همان . ( 7 ) . همان ص 1056 . ( 8 ) . معجم البلدان ج 4 ص 296 ستون 2 . ( 9 ) . همچون ج 1 ستون 107 در ذيل كلمه « اصطلاحات الصوفية » .