عبد الرزاق الكاشاني ( القاشاني )

251

مجموعه رسائل ومصنفات كاشانى

در تأكيد دوبارهء آن سخن ، توجّه مجدّد خواننده ارجمند را به سه عنواني كه در همان پيشنوشت آوردم ، جلب مىنمايم . وبعد ؛ اين بنده پنج سالى را با نوشته‌هاى عبد الرزّاق ودر جستجوى زواياى زندگى أو بسر برد . پنج سالى كه گر چه رنج سفرهائى چند را براي يافتن تصاوير آثار أو به همراه داشت ، امّا شهد بررسى واحياى آن ، كأم مرا در اين مدّت سخت شيرين ساخت . واكنون كه اين راه بلند طي شده وآخرين سطرهاى اين نوشته نيز در حال سياه شدن است ، ياد كرد از چند نكته را بر خود فرض مىدانم : 1 - سپاسگزار عالم ومعلّم على الاطلاقم كه خود توفيق آغاز داد وخود به پايان برد . چه مىتوان گفت جز اينكه بسعى خود نتوان برد ره بگوهر مقصود * محال بود كه اين كار بىحواله بر آيد 2 - زان پس ، وامدار الطاف سرورانى چندم كه اين ضعيف را در اين راه يارى كردند . نخست از فاضل محترم جناب آقاى أكبر إيراني قمّى ، كه چون از فعّاليت من بنده براي احياى آثار كاشاني آگاهى يافت ، نه تنها چاپ اين مجموعه را در سلسله منشورات دفتر نشر ميراث مكتوب نهاد كه بىدريغ در تهيهء چند تصوير مورد نياز در اين كار - كه تا آن زمان تهيه نشده بود - ياريم كرد . دو ديگر مرهون عنايات أستاذ علّامه حضرت آيت اللّه آقاى حاج سيّد محمّد على روضاتى هستم كه هميشه با روئى باز پذيراى اين بنده‌اند وبزرگوارانه دو نسخهء خود از اصطلاحات الصّوفيه ولطائف الأعلام را در اختيار اين راقم گذارند . زان پس سپاسدار دوست دانشورم آقاى جويا جهانبخش هستم كه متن تايپ‌شدهء اين مقدّمه را به تمامى به مطالعه گرفت وجاى جاى آنچه در خاطر عزيزش بود را بر كرانهء صفحات ضبط كرد تا راقم در تصحيح آن نمونه از آن نكات فائده برد . وسرانجام از ديگر دوست دانشورم آقاى حامد ناجى ياد مىكنم كه به پيشنهاد أو ، تصحيح اين مجموعه را - كه در آن زمان بس خرد ودر حدّ دويست صفحه مىنمود - آغاز كردم - جعلهم اللّه كلّهم في حفظه وأيّدهم بنصره - .