عبد الرزاق الكاشاني ( القاشاني )

224

مجموعه رسائل ومصنفات كاشانى

سرشت آدميان بوديعت نهاده شده وأوقات ظهور هر يك نيز در عالم قضاء الهى معين شده چرا آدميان در اتصاف به اين صفات خير وشر وبروز مقتضيات آنها يكسان نيستند ؟ آيا نه كلام وحى از عدل خداوند خبر داده است ؟ كاشاني در پاسخ به اين سؤال به تفاوت ذاتي استعدادها وقابليّتهاى مختلف نفوس ونيز تفاوت ابدانى كه آلت فعّالهء آن نفوسند اشاره مىكند وبا تمسّك به قاعدهء « ليس في الامكان ابدع ممّا كان » چنين تفاوتى را مقتضاى نظام أحسن مىشمارد . 10 - الفصل العاشر : في السّعادة والشّقاوة . در اين انجامين فصل رساله ، كاشاني به توضيح سعادت وشقاوت أنواع أرواح مىپردازد . از منظر أو ، سعادت هر نفس همان نقطهء نهايى كمالى است كه آن نفس را توانائى وصول به آن است وشقاوت هر نفس نيز در اتّصاف به مراتب ما دون مرتبهء آن نفس است . بر أساس اين ديدگاه سعادت هر روح در قوّت استعداد آن نهفته است ، چه اگر اين استعداد در حدّ ميانهء بين دو سوى كمال وخسّت - لاهوت وناسوت - واقع شده باشد در اثر گردن‌گذارى به دعوات داعين ويا ميل به أسباب طغيان از اين حد وسط خارج وبه سوى هر يك از سعادت وشقاوت رهسپار مىشود ، امّا چنانچه استعداد نفس در هر يك از دو سوى اين حدّ وسط واقع شود اندك توفيقي ويا پذيرشى هر چند خرد از دعوات نفس اماره سعادت وشقاوت آن نفس را رقم خواهد زد . امّا سرّ استعدادات متفاوت نفوس وتفاوت قابليّتهاى آنان ، عريصه‌اى است كه كاشاني را نيز همچون تمامى متفكران ديگر به سپر اندازى واداشته است : « لا سبيل إلى معرفة لميّة سعادة الاوّل وشقاوة الثاني الّا مجرد الاستعداد الّذى هو من الفيض الأقدس الأولى والعلم الأعلى الأزلي » . در ميان اين فصل - كه آخرين بخش رساله است - نيز كاشاني به تقسيم سعادت به دو قسم دنيوي واخروى وتقسيم هر يك از اين دو به دو قسم ديگر مىپردازد ورساله را به پايان مىبرد . اين رساله هر چند به بزرگى بعضي از ديگر قضا وقدر نامه‌ها - همچون « رسالة في مسألة القضاء والقدر » پديد آوردهء أبو محمد علي بن عنايت الله ومعروف به با يزيد بسطامى ثاني - نيست امّا در ارائه پاسخى به اين عريصه از شاهكارهاى مسلّم حكمي وعرفانى بشمار است واز اين رو مىتوان نظر حاج