عبد الرزاق الكاشاني ( القاشاني )
184
مجموعه رسائل ومصنفات كاشانى
زمينهء كار خود چنين مىنگارد : « قصد آن بود كه تفسير قاشانى بزبان فارسي املا شود » ؛ امّا صورت پديد آوردهء خود را بر أساس سه فصل - كه يادآور اثر عظيم ميبدى است - قرار داده است كه از اين سه فصل ، تنها آخرين آنها گردانيدهء تأويلات كاشاني است . اين سه بند كه پس از ذكر چند آية گاه هر سه وگاه تنها دو بخش آخر از پى هم در مىآيند عبارتند از : الف : معنى ، ب : التفسير ، يا : حاصل تفسير ، ج : التّأويل ، يا : تأويل . سوّمين اين بخشها كه به بيان تأويل آيات اختصاص دارد گردانيدهء فارسي تأويلات كاشاني است كه با تقيّد كامل به ترتيب ألفاظ أو پرداخته شده است . در تمامى اين ترجمه ، تنها يكى دو مورد را مىتوان مشاهده كرد كه ترجمان - با تصريح به اينكه اين قسمت بر افزودهء مترجم است - ، به تصرّف در متن پرداخته است . « 1 » امّا از دو بهرهء اوّل ، نخستين بهره - كه تنها از پى بعضي از آيات بچشم مىآيد - بدون شك ساختهء خود مترجم است . بهرهء دوّم نيز كه تفسيري است كوتاه امّا مفيد بيشتر به ذكر توضيحاتى دربارهء شأن نزول ، قرائتهاى مختلف وتبيين معناى كلّى آية مىپردازد . اين بنده بر أساس اين احتمال كه اين بخش نيز گردانيدهء تفسيري ديگر باشد پانزده تفسير مهم پديد آمده در نه قرن نخست را به بررسى گرفت ، امّا اين قسمت را ترجمهء واژهء به واژهء هيچ يك از آنها نيافت . تنها يقين آورد كه ترجمان به پرداختهء بيضاوى نظر داشته است وجاى جاى موافق دست آورد أو پيش رفته است . ترجمان ترجمان متن ، در نخستين صفحهء كتاب خود را « مترحم تفسير قاشانى ومبيّن شرح كلام ربّانى ، بندهء فقير وكمينهء حقير محمّد بن خالق بردى » مىخواند ودر پىنوشت نسخه از خود با نام « محمد بن خالق بردى » ياد مىكند . از آنجا كه أو در سراسر متن پايبند به
--> ( 1 ) . نمونه را بنگريد : همان ، صفحهء 12 B . در اين صفحه ، مترجم پس از ذكر بيتي عربى كه در متن آمده است مىنگارد « لكاتبه في الترجمة » وپس از آن ترجمهء منظوم خود از بيت نخستين را ارائه مىكند . نيز بلا فاصله پس از آن مىنويسد « وهمچنانكه خواجة سلمان مىفرمايد » وبيتي مناسب را از گفتههاى سلمان ساوجى نقل مىكند .