عبد الرزاق الكاشاني ( القاشاني )

170

مجموعه رسائل ومصنفات كاشانى

13 - تأويلات القرآن الكريم اين كتاب ، يكى از پرداخته‌هاى سترگ وگرانسنگ كاشاني - وبه گمان اين بنده ارجمندترين آنها - است . مىدانيم كه قرآن كريم ، از آن رو كه باب معرفت اللّه است ، از همانگاه كه بتدريج در دسترس مسلمين نهاده مىشد ، توجّه آنان را بخود جلب وتفسير وتبيين خود را در كلام رسول أكرم ( ص ) وائمّه هدى ( ع ) وبرخى از ياران ايشان مىيافت . امّا از آن زمان كه تفسير قرآن از مناصب دانشيان مسلمان شد ، پسندهاى گوناگون آنان باعث شد تا اين كتاب عظيم القدر از زواياى گونه‌گونى به بررسى گرفته شود . تفاسير مختلف فقهى ، أدبى و . . . از اين نمونه‌اند . اين دسته از تفاسير معمولا به بررسى آياتي خاص از قرآن كريم مىپرداختند . امّا در تبيين معاني جملگى آيات قرآن ، روشهائى چند معمول بوده است كه معروفترين وپر استفاده‌ترين آنها تفسير قرآن بوسيلهء روايات معصومين وأصحاب وتابعين بوده است . تمامى اين تفاسير - چه آنها كه آيات خاصي را به توضيح مىگرفتند وچه آنها كه به تبيين جميع قرآن كريم مىپرداختند - از جهت پرداختن به ظواهر آيات همسانى دارند . چه تمامى اين پرداخته‌ها - هر يك به نوعي - به تفسير وتوضيح منطوق ومفهوم بيّن آيات پرداخته‌اند . امّا گروهى ديگر از ارادتمندان به قرآن كريم در تفسير آن روشى در پيش گرفتند كه با توجّه به ژرفنگرىها وريزبينىهاى آنان - كه در مواردى از نازكيهاى خيالشان نشان داشت - به روش تفسير تأويلى شهره شد . اين بنده در اين جا بر سر آن نيست كه به معرّفى اين مكتب وويژگىهاى آن بپردازد ، چه هم اين مبحث در بسيارى از مصادر قرآن‌شناسى طرح شده است « 1 » وهم اين صفحات تنها بمعرّفى يكى از تفاسيرى كه در دامن اين مكتب پديد آمد اختصاص يافته ، از اين رو اشارهء گذراى پيشين را براي معرّفى اجمالي بستر اين تفسير كافى مىدانم . بنا بر اين در اين صفحات - همانند آنچه در معرفى ديگر آثار كاشاني انجام گرفت - تنها به ذكر نكاتى كه مربوط به اين تفسير است مىپردازم .

--> ( 1 ) . نمونه را بنگريد : البرهان في علوم القرآن ج 2 ص 146 . الاتقان في علوم القرآن ج 4 ص 192 .