عبد الرزاق الكاشاني ( القاشاني )
102
مجموعه رسائل ومصنفات كاشانى
از منظر كاشاني عبد القادر سالكى است كه مجلاى اسم القادر واقع شود وقدرت خداوند را در جميع مقدورات مشاهده كند ، چنين مظهرى صورت يد اللّه واقع مىشود وچون فعل أو بحق است ، هيچ مانع ودافعى ، رادع تصرّفات أو نمىتواند باشد . در توضيح اين مبنا عبد الرزاق كريمهء « يد اللّه فوق أيديهم » وقدسي شريف « وبي يبطش » را به استشهاد مىگيرد و « عبد القادر » را به سبب شهود قدرت تامّ قائم به جميع محدثات مدرك حدوث ما سوا به دركى ذوقي مىانگارد . اين بنده دوام ايصال مدد أو به معدومات بالذّات را به عيان در مىنگرد ودر نتيجة به عدميّت خود وحقارت منزلت وخردى قيمتش مؤمن مىشود وچون قدرت حق را سارى در همهء أشياء مىبيند خود را نسبت به أحقر أشياء نيز مفتقر مىيابد . « 1 » تحقّق به مظهريّت اين دو اسم همسو ، از ديدگاه خانقاهيان موجد برترين خلقها است چه كرم رأس اخلاق محموده است ومظهر آن أكرم النّاس ، شيخ أكبر در توضيح « عبد الكريم » مىنگارد : « . . . الكرم من الاخلاق المحمودة ، بمنزلة الرّأس من الجسد » « 2 » ، وكاشاني مىنويسد : « . . . فيكون أكرم النّاس » « 3 » . تحقّق كاشاني به مظهريّت اين دو اسم ، در مظاهر خلقي أو نمودى بارز دارد . أو از باب نيكوترين برخورد با آنان كه رفتارى ناشايست داشتهاند در جواب علاء الدّوله كه « بمجرّد خبر كي » به تكفير كاشاني پرداخته است وخوى تندش نشان مىدهد كه در جواب همين نامه أو را بدور از « طيب لقمه وصدق لهجه » مىخواند به ملايمت مىنگارد : « . . . ظاهر اظهر وباطن أنور مولاناى أعظم شيخ الاسلام ، حافظ أوضاع الشّرع قدوة أرباب الطّريقة مقيم سرادقات الجلال مقوّم استار الجمال علاء الحقّ والدّين غوث الاسلام والمسلمين » وآنگاه به أدب تمام مىنويسد : « . . . بعد از تقديم مراسم دعا واخلاص مىنمايد كه اين درويش هرگز نام خدمتش بىتعظيم تام نبرده باشد . . . » وباز ملاطفت را ادامه مىدهد وخود را از رنجاندن أو بدور مىدارد : « . . . گفتم شايد كه موافق خدمتش نيفتد ورنجش نمايد . . . » . تلاشى كه أو براي برائت مشايخ متهم وستر ذنوب آنان دارد نيز از مظاهر مظهريّت اسم الكريم است .
--> ( 1 ) . بنگريد : همان ، اصطلاحات الصوفية ، اصطلاح شمارهء 357 . ( 2 ) . بنگريد : العبادلة ص 169 . ( 3 ) . بنگريد : اصطلاحات الصوفية ، اصطلاح شمارهء 330 .