الفيض الكاشاني
91
كلمات مكنونة من علوم أهل الحكمة والمعرفة
عبارت از آنست كه آنراه ويرا بكمال وى برساند ، وصراط آن اسمى كه ويرا برين راه ميبرد مستقيم است نظر بانكمال كه منتهاى آن سير است ، اگرچه ميشايد كه نظر بكمال آن أسمائي ديگر غير مستقيم باشد ما مِنْ دَابَّةٍ إِلَّا هُوَ آخِذٌ بِناصِيَتِها إِنَّ رَبِّي عَلى صِراطٍ مُسْتَقِيمٍ اگر از ناهموارى زمين در سايه كجى بيني آن كجى را عين استقامت سايه دان ، چه راستى ابرو وكمان در كجى است « ابروى تو گر راست بود كج باشد » ، از كجى راستى كمان آيد ، چرا كه راستى ابرو وكمان عبارت از هيئتى است كه مىبايد بر آن باشند ، وشك نيست كه اين معنى در كجى ايشان راست مىآيد ، همچنين استقامت وراستى حقيقت وبودن آن بر طريق مستقيم آنست كه ظهور آن در قوابل بحسب اقتضاى قابليت ايشان باشد ، پس اگر چنانچه قابل تقاضاى آن كند كه حقيقت در آن باسم « المضل » ظاهر شود ظهور وى بر طريق استقامت خواهد بود ، كه اگر بفرض محال باسم « الهادي » ظاهر شود آن حقيقت در آن مظهر بر طريق مستقيم نخواهد بود قال مولانا الباقر عليه السلام ان اللّه الحليم العليم انما غضبه على من لم يقبل منه رضاه وانما يضل من لم يقبل منه هداه هرچه هست از قامت ناساز بىاندام ماست * ورنة تشريف تو بر بالاى كس كوتاه نيست كلمة بها بجمع بين مصير الكل اليه سبحانه ، وبين شقاوة بعضهم از كلمه سابقه معلوم شد ، كه اوست منتهاى هر راهى ، وغايت هر سلوكى ، وبدوست بازگشت هر موجودى وان الكل على صراط