محمد بن ابى الفضل المفتي ( حميد مفتى )
70
قاموس البحرين ( فارسي )
ماهيت است يا غير ماهيت . اگر وجود عين ماهيت است و وجود به ضرورت ، مجعول است . پس ماهيت چون عين وجود بود ، ماهيت نيز مجعول باشد . و اگر وجود غير ماهيت است و ماهيت متقرّر به ذات خود نيست ؛ يعنى بذاتها التى ليست تلك فى الخارج . پس لازم آيد كه تقرّر او به غير بود . بحث چهارم در لواحق وجود و اين بحث مشتمل سه فصل است فصل أوّل در بيان تعيّن بدان كه چون ماهيت ، در خارج متحقق مىگردد ، او را معنى از معانى عارض مىشود كه آن معنى ، مخصوص به نفس ماهيت است « 1 » يا به اضافت « 2 » مخصوص بدوست . و آن ماهيت بدان معنى ، متخصص مىگردد بر وجهى كه امكان وقوع اشتراك غير در وى باقى نمىماند . آن ما به التخصيص مسمّى به تعيّن و تشخّص است . پس تعيّن ، صفتى بود كه وجود را در خارج و ذهن از جميع ما عدا الوجود مميّز گرداند . و چيزى كه مركّب از تعيّن و ماهيت است ، آن مسمّى به « هويّت » است . و تعيّن ، غير ماهيت است . زيرا كه ماهيت مشترك است ، تعيّن مشترك نيست . و نيز تعيّن ، غير وجود است . چه تعيّن ، بطبع از وجود متأخّر است . زيرا كه تا چيزى موجود نشود ، متعيّن نگردد ؛ و اين به ضرورت معلوم است . فامّا اختلاف است كه تعيّن ، ثبوتى است يا عدمى . قومى گمان بردهاند كه عدمى
--> ( 1 ) . ش : بأن لا يكون لشيء آخر ، كالشعاع الّذي للشمس إذا كان مغايرا بالحقيقة لسائر الأشعة . ( 2 ) . ش : بأن يكون لشيء آخر ؛ و يمكن أن يكون كشعاع الشمس إن لم يكن مغايرا بالحقيقة لسائر الأشعة .