محمد بن ابى الفضل المفتي ( حميد مفتى )

64

قاموس البحرين ( فارسي )

من حيث هى » گويند . و اگر نفس حقيقت ، مأخوذ با چيزى ديگر باشد « 1 » . « حقيقت من حيث كذا » خوانند . و « حقيقت من حيث هى » نيست مگر همين حقيقت فقط ، اگرچه با او اشياى ديگر است . پس حقيقت حيوان مثلا من حيث هى نه موجود است و نه معدوم ، و نه كلّى است و نه جزئى ، و نه خارجى است و نه ذهنى ؛ يعنى هيچ چيزى از اين امور نه نفس اين حقيقت است و نه داخل در اين حقيقت است ؛ و چون اين حقيقت مأخوذ با موجوديت بود ، مثلا « حقيقت حيوان من حيث هى كذا » است نه « من حيث هى » . و « ماهيت من حيث هى » را « ماهيت لا به شرط شيء » گويند . و چون شرط باشد كه با ماهيت ، چيزى ديگر نبود ، او را « ماهيت به شرط لا شيء » خوانند . و اين « ماهيت مجرّده » است . و « ماهيت لا به شرط شيء » در خارج موجود است و إن وجد معها ألف شيء . زيرا كه « ماهيت من حيث هى » به معنى مذكور « 2 » ، جزء ماهيات موجوده است « 3 » ؛ و جزء الموجود موجود . فأمّا ماهيت به شرط لا شيء ، نه در ذهن موجود است و نه در خارج . زيرا كه وجود ، شرط زائد است . و از افلاطون نقل كرده‌اند كه « ماهيت به شرط لا شيء » موجود است . و اين را « مثل « 4 » افلاطون » نام نهاده‌اند ، و فيه تناقض ؛ اللّهم إلّا أن يستثنى الوجود من المشخّصات و اللواحق . فصل دوم در بيان اقسام ماهيت بدان كه ماهيت يا بسيط است يا مركّب . و هريكى از اين بسيط و مركّب ، يا حقيقى است يا اعتبارى . و اعتبارى يا وجودى است يا عدمى . و اين شش قسم است .

--> ( 1 ) . ش : بلازمها أو بمفارقها . ( 2 ) . ش : و هو كونها معها ألف شيء . ( 3 ) . ش : إذ نفس الحيوان مثلا جزء الحيوانات قطعا . ( 4 ) . ش : بضم الميم و الثاء المثلثة جمع مثال .