محمد بن ابى الفضل المفتي ( حميد مفتى )

46

قاموس البحرين ( فارسي )

وجه أوّل آن است كه : عنوان مباحث اين علم « الكلام فى كذا و كذا » بوده است ، از آن جهت اين علم را « علم كلام » نام كردند . وجه دوم ، آن است كه : بدين علم ، قدرت بر كلام براى تحقيق شرعيات و الزام خصوم حاصل مىشود ، چنان كه به منطق قدرت بر كلام براى تحقيق فلسفه حاصل مىگردد ؛ از آن ، اين علم را « علم كلام » گفتند . وجه سوم آن است كه : خلاف و نزاع در اين علم بيشتر از علوم ديگر است ، [ به ] سبب آن ، براى الزام خصمان و ردّ مقالات ايشان ، احتياج به كلام بسيار است ؛ بدين معنى اين علم را « علم كلام » خواندند . وجه چهارم آن است كه : دلايل و براهين اين علم اقوى است ، بدين اعتبار چنانستى كه همين « علم كلام » است ، نه علوم ديگر . چنان كه ميان دو سخن ، اگر يكى قوىّ باشد ، گويند : « سخن اين است » . وجه پنجم آن است كه : حجج اين علم قطعى است ، [ به ] سبب آن ، تأثير اين علم در دل اشدّ از تأثير علوم ديگر است ؛ بدين اعتبار اين علم را « علم كلام » نام نهادند ؛ زيرا كه كلام مشتق از « كلم » است و « كلم » به معنى « جرح » است ، و آن را در بدن شدّت تأثير است « 1 » ؛ و الله تعالى أعلم .

--> 4 ) علم اصول دين ر . ك . شرح باب حادى عشر ، ص 3 و تلخيص المحصّل ، ص 1 . 5 ) علم عقائد اسلامى 6 ) علم توحيد 7 ) علم اصول عقائد ( 1 ) . وجه ششم آن است كه : از نخستين مسائلى كه مورد بحث و در نهايت نزاع و اختلاف ميان دانشمندان مسلمين شد ، اين بود كه آيا كلام خداوند حادث است يا قديم ؟ وجه هفتم آن است كه : چون اوّلين وسيله‌اى كه تعليم و تعلم توسط آن صورت مىگيرد ، تكلم است ، به اين دليل اين اسم بر آن اطلاق شده و براى تمييز علم كلام از ساير علوم به آن اختصاص داده شده است . وجه هشتم آن است كه : علم كلام با مباحثه و گفتگو ما بين دو طرف تحقق مىيابد ولى علوم ديگر با مطالعه