محمد بن ابى الفضل المفتي ( حميد مفتى )
122
قاموس البحرين ( فارسي )
و همچنين اختلاط اصوات موجب جهارت است و عدم اختلاط موجب خفاتت . و سبب حدّت صوت صلابت مقروع است يا ملاست يا قصر منفذ يا ضيق منفذ يا شدّت التواى منفذ . و سبب ثقل صوت مقابلات اين اشيا است « 1 » و به زيادت اين اشيا و نقصان اين اشيا اختلاف اصوات در حدّت و ثقل است . « 2 » امّا حرف ، بدان كه ابو على سينا در كتاب الشفاء تعريف حرف بدين عبارت كرده است كه : « الحرف هيئة عارضة للصوت يتميّز بها عن صوت آخر مثله فى الحدّة و الثقل تميّزا فى المسموع » . و اين تعريفى است مشهور ميان حكما ، و ليكن در اين بحث است . چه حرف اين هيئت فقط نيست ؛ بلكه صوت با اين هيئت حرف است . و صوت مادّهء اوست و هيئت صورت او . زيرا كه مفهوم آن حرف اين مجموع است نه هيئت فقط . « 3 » و حرف بر دو قسم است : مصوّته و صامته . و مصوّته نيز بر دو قسم است : مقصوره و ممدوده . مقصوره حركات ثلاثة است ؛ يعنى رفع و نصب و جرّ . و حركات ثلاث در اكثر لغات از جملهء حروف نيست . و ممدوده حرف مدّ و لين است كه از اشباع حركات ثلاث حاصل مىآيد « 4 » . و باقى حروف همه صامته است . و صامته نيز بر دو قسم است : آنيّه و زمانيّه . آنيّه آن است كه تمديد او ممكن نبود ، چنان كه « با » و « تا » و « طا » و « دال » ، و در « آن » يافته شود ؛ و « آن » آخر زمان حبس نفس و أوّل زمان ارسال نفس است . و زمانيّه آن است كه تمديد او ممكن بود ، چنان كه « سين » و « شين » . چه اگر نفس
--> ( 1 ) . ر . ك . المباحث المشرقية ، ج 1 ، ص 308 . ( 2 ) . همان منبع . ( 3 ) . برخى ديگر بر تعريف شيخ اين اشكال را وارد كردهاند كه : حرف نوعى از صوت است و هيئت عارض صوت نيست . و الّا بايست كه مسموع در نزد سماع حرف دو چيز باشد : صوت و حرف . و بالبديهة معلوم است كه مسموع شيء واحد است . ( 4 ) . ش : و يلزم من هذا أنّ الواو و الألف و الياء مشتركة بين المصوتة و الصامتة لأنّها إن كانت حاصلة من إشباع الحركات كانت مصوتة و إلّا فصامتة سواء كانت متحركة أو ساكنة ؛ و الألف إذا صارت صامتة يسمّى همزة .