محمد بن ابى الفضل المفتي ( حميد مفتى )

119

قاموس البحرين ( فارسي )

الوان مركّب از اين پنج است . امّا ضوء ، نزديك بعضى عبارت از ظهور لون است فقط « 1 » . و ايشان مىگويند كه : ظهور مطلق شيء ضوء است ؛ و خفاى مطلق شيء ظلمت است ؛ و آنچه متوسط ميان ضوء و ظلمت است ، ظلّ است . و در اين تعريف بحث است . زيرا كه ضوء در هوا يافته نمىشود ، با آنكه هوا را لون نيست . زيرا كه شفاف است . و حقّ آن است كه : ضوء « 2 » عبارت از ظهور مرئى است . و ظهور مرئى كيفيتى است ثابت كه منبسط است بر مرئى ، و آن غير لون مرئى است . و ليكن بعضى مرئيّات چنان لمعان مىكند كه لون او مستور مىگردد . و هريكى از ظهور و لعمان ذاتى بود و عرضى باشد . ظهور ذاتى ضوء است ، چنان كه مر آفتاب و آتش راست . و ظهور عرضى نور است ، چنان كه مر جسمى راست كه مستضيء به ضوء مضىء است ، مثل آفتاب و آتش . و لمعان ذاتى شعاع است ، چنان كه مر آفتاب راست . و لمعان عرضى بريق است ، چنان كه مر آينه راست وقتى كه ضوء بر وى واقع مىشود . و بعضى گمان برده‌اند كه نور جسم « 3 » است . زيرا كه متحرك به حركت منير « 4 »

--> ( 1 ) . ش : أى تمام حقيقته إنّما هو ظهور اللون . ( 2 ) . « حدّه أنّه كيفية هى كمال بذاتها للشفاف من حيث هو شفاف . و الأولى أن يقال إنّه الكيفية التى لا يتوقف الإبصار بها على الإبصار بشيء آخر . و ذلك لأنّ الشيء إمّا أن لا يتوقف صحة كونه مرئيا على اعتبار الغير أو يتوقف ، و الّذي لا يتوقف هو الضوء و الّذي يتوقف هو اللون » . المباحث المشرقية ، ج 1 ، ص 301 . ( 3 ) . يعنى اجسام ريزى است كه از منبع نور جدا مىشوند و به اشيا مىرسند ، و در پرتو آنها اشيا ديده مىشوند . امّا در واقع نور نيز از جمله امورى است كه مفهوم آن روشن و بديهى بوده و حقيقتش در غايت خفا مىباشد . شاهد آن اين كه : در طول تاريخ دانشمندان و حكيمان بىشمارى در صدد تفسير ماهيت نور برآمدند و هريك با توجه به برخى از اوصاف نور مدلى را ارائه دادند [ مدل ذرّه‌اى ، مدل موجى ، مدل ذرّه / موجى ] . امّا پس از مدتى ضعف و نارسائى تئورى هريك آشكار و تئورى جديدترى جايگزين آن شد . ( 4 ) . امام فخر رازى اين دليل را به شكل ديگرى تقرير نموده و بدان پاسخ داده است : « احتجّ المخالف بأنّ الشعاع