السيد حامد النقوي
751
عبقات الأنوار في إمامة الأئمة الأطهار ( فارسي )
فرمود كه : أي فلان تو چرا گواهى ندادى ؟ با آنكه تو هم شنيدهء . گفت : پير شدهام و فراموش كردهام ! أمير گفت : كه خداوندا ! اگر اين شخص دروغ مىگويد سفيدى بر بشرهء وى ظاهر گردان كه عمامه آن را نه پوشد . راوى گويد كه و اللَّه من آن شخص را ديدم كه سفيدى بر ميان دو چشم وى پيدا آمده بود ، و از آن جمله آنست كه زيد ابن أرقم رضى اللَّه عنه گفته است كه من در همان مجلس يا مثل آن حاضر بودم و من نيز از آن جمله بودم كه شنيده بودم أمّا گواهى ندادم و آن را پنهان داشتم ، خداى تعالى روشنائى چشم مرا ببرد ، و گويند كه هميشه بر فوت آن شهادت إظهار ندامت مىكرد و از خداى تعالى آمرزش مىخواست ] . و نور الدين على بن إبراهيم بن أحمد بن على الحلبى در « إنسان العيون في سيرة الأمين المأمون » در ذكر حديث غدير گفته : [ و قد جاء أنّ عليا رضى اللَّه عنه قام خطيبا فحمد اللَّه تعالى و أثنى عليه ثمّ قال : « أنشد اللَّه من شهد غدير خمّ إلّا قام ، و لا يقول رجل يقول : نبّئت ؛ أو : بلغنى ؛ إلّا رجل سمعت اذناه و وعى قلبه » فقام سبعة عشر صحابيّا ، و في رواية : ثلثون صحابيّا ؛ فقال : هاتوا ما سمعتم ! فذكروا الحديث ، و من جملته . من كنت مولاه فعلىّ مولاه ، و في رواية : فهذا مولاه و عن زيد بن أرقم رضى اللَّه عنه : و كنت ممّن كتم فذهب اللَّه ببصرى . و كان علىّ كرم اللَّه وجهه دعى على من كتم ] . وجه 30 در بيان حال براء بن عازب و تكذيب حديث غدير وجه سىام آنكه : براء بن عازب كه از مشاهير أصحاب ست در واقعهء استشهاد جناب أمير المؤمنين عليه السّلام بحديث غدير مرتكب ستر و كتمان و مظهر عناد و عدوان گرديده و بدعاى آن جناب مبتلا بكورى شده سوء عاقبت خود را به چشم خويش ديده . و پر ظاهرست كه چنين كسى را ثقه و مؤتمن در نقل جميع احاديث نبويّه دانستن هرگز كار عاقل بصير نيست . جمال الدين عطاء اللَّه بن فضل اللَّه بن عبد الرّحمن الشّيرازى المحدّث در