السيد حامد النقوي
284
عبقات الأنوار في إمامة الأئمة الأطهار ( فارسي )
أقارب براى ساعتى قبول نمايد ، و در إظهار رقاعت خود بيفزايد . طيبى مذكور در « كاشف - شرح مشكاة » در شرح حديث ثانى فصل ثانى باب مناقب اهل بيت عليهم السّلام گفته : [ و معنى التّمسّك بالقرآن العمل بما فيه و هو الايتمار بأوامره و الانتهاء عن نواهيه ، و التّمسّك بالعترة محبّتهم و الاهتداء بهديهم و سيرتهم ] . ازين عبارت ظاهرست كه نزد طيبى معناى تمسّك بعترت محبّت ايشان و اهتدا بهدى و سيرتشان مىباشد ، و در كمال ظهورست نزد قاطبهء أهل اسلام كه أقارب نبوى بالتّمام داراى اين شرف عاليمقام نبودند كه هدايشان قابل اتّباع و اقتدا و سيرتشان مورث تبصّر و اهتداء باشد ، بلكه از جملهء أقارب نبوى همان أشخاص أهل اين مطلب هستند كه و اصل بمرتبهء عصمت و طهارت مىباشند و بهداى مستقيم و سيرت حقهء خود بر قلوب مسترشدين نور حقيقت مىپاشند . بيست و نهم آنكه بدر الدّين محمود بن أحمد الرّومى در « تاج الدّرّة - شرح قصيده برده » در شرح شعر : دعا إلى اللَّه فالمستمسكون به * مستمسكون بحبل غير منفصم بكمال بلاغت و إفصاح و نهايت صراحت و إيضاح افاده نموده كه سبب متّصل برضوان خداى أكبر كه بر او أصلا انفصام طارى نمىشود كتاب خدا و عترت جناب رسالتمآب صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم است كه از أهل عصمت و طهارت مىباشند . و بعد اين افادهء سراسر إجاده ، حديث ثقلين را ذكر فرموده و آن را در مقصود خود نصّ وا نموده ، و پر ظاهرست كه بعد تصريح صريح و اعتراف بحقّ نصيح ، چگونه كسى از عقلا قول شاهصاحب را در باب تعميم مصاديق عترت بسمع إصغا خواهد شنيد ، و بچه دليل آن را قابل قبول أصحاب أحلام و عقول خواهد ديد ؟ ! زيرا كه بر عوام أهل اسلام فضلا عن العلماء الأعلام واضح و آشكارست كه جملهء أقارب نبوى هرگز موصوف بعصمت و طهارت نبودند و گاهى بله و صبيان هم نسبت بايشان اين زعم باطل را در گوشهء خاطر خود جاگزين ننمودهاند ، و جز اين نيست كه أصحاب عصمت و طهارت ، أقارب مخصوصين سرور كائنات عليه و آله آلاف الصّلوات و التحيات هستند كه بارها بأقوال و أفعال آن جناب