السيد حامد النقوي

271

عبقات الأنوار في إمامة الأئمة الأطهار ( فارسي )

ازين عبارت ظاهرست كه علامهء كازرونى حديث ثقلين را در زمان خود بأولاد جناب فاطمه سلام اللَّه عليها متعلّق مىداند و بقاى ايشان را تا بقاى قرآن حسب اين حديث شريف واضح مىگرداند و چون در تأييد حديث ثقلين حديث مباهله را ذكر نموده لهذا بلا شبهه مقصود و مرادش از أولاد جناب سيّده سلام اللَّه عليها كه تا بقاى قرآن باقى هستند همان نفوس قدسيّه خواهند بود كه داراى مرتبهء عصمت و طهارت و ولايت و امامت هستند و در صفات فاضله و سمات كامله مماثل و مشاكل اهل بيت موجودين در وقت مباهله مىباشند ، و ذلك ممّا يقصم ظهر المخاطب الحيود و الميود و يجعل ما لفّقه و زوّقه من أوهن الخدع و الكيود ] . بيستم آنكه ملك العلماء شهاب الدين بن شمس الدّين الزاولى الدّولتابادى حديث ثقلين را مختصّ بأولاد جناب رسالت مآب صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم وا نموده جا بجا در توضيح و تشريح آن تعبير به قرآن و فرزندان فرموده و در بيان معانى عترت و اهل بيت هم همين مسلك را سپرده و باظهار قائم مقامى ايشان براى جناب رسالت مآب صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم بحسب ارشاد با سداد آن سرور عباد در مضمار ارغام جاحد عنيد قصب السّبق ازهر مشارك شديد خود برده ، و اين معنى براى إبطال گمان فاسد و زعم كاسد شاهصاحب كه : حديث ثقلين بجميع أقارب نبوى متعلّق مىباشد ، كافى و وافيست ، و كلام ملك العلماء در باب حديث ثقلين اگر چه در مجلّد أوّل بالتّمام مذكور شده ليكن در اين مقام نيز بعض كلمات او انتخابا ذكر مىنمايم تا آنچه گزارش شده مطابقتش با واقع بر هر ناظر ظاهر و باهر گردد . پس مخفى نماند كه ملك العلماء در « هداية السّعدا » بعد نقل نمودن حديث ثقلين از كتب عديده بيان حاصل آن كرده و در ضمن آن گفته : [ حضرت رسالت صلعم چون از حجة الوداع بازگشت يعنى چون مصطفى صلعم در حجّ حاجيان را وداع كرد و فرمود : سلام من بر كسى كه درين مقام بيايد ، در حاجيان نوحه و غلغله شد و خلق را هر چند باز مىگردانيد نايستاده تا خمّ كه منزلست رسيده ، پس مصطفى صلعم فرمود كه پالانهاى اشتران أنبار كنند و بطريق منبر سازند ، پس