السيد حامد النقوي

210

عبقات الأنوار في إمامة الأئمة الأطهار ( فارسي )

اهل سنّت را حاجت إثبات اين مطلب از أقوال عترت مرتفع شد ، ليكن بنابر التزام اين رساله ، از كتب اماميّه نيز چيزى منقول شود ] انتهى . و اين كلام جالب الملام مخاطب مخدوم العوام كه صدر آن مشتمل بر كذب و ارتكاب خلاف دأب مناظره است از ذيل خود ظاهر مىنمايد كه مخاطب در هر مبحث كتاب خود التزام نقل از كتب اماميّه دارد ، و اين معنى در حقيقت فطن لبيب را بچار موجّه حيرت مىاندازد و با تعجبّ بالاى تعجّب دوچار مىسازد ! ، چه مخاطب عظيم الاخفار ، در مقامات بسيار نكث عهد و اخلاف وعد خود نموده أحاديث أهل نحلهء خود را بمقابلهء اهل حقّ پيش نموده ، چنانچه در همين جا در معارضهء حديث ثقلين ، حديث « عليكم بسنّتى و سنّة الخلفاء » را پيش نموده ، پس اين معارضه حسب كلام خودش كه مثبت التزام نقل از كتب اهل حقّ كرامست ارتكاب أمر قبيح و إيثار باطل فضيح باشد ! . وجه 5 - قباحت مقابله شاهصاحب « عليكم بسنتى » را با حديث ثقلين پنجم آنكه : مخاطب در همين كتاب « تحفه » در همين باب امامت گفته : [ و أمّا أقوال عترت پس آنچه از طريق اهل سنّت مرويست خارج از حدّ حصر و احصاست ، در همان كتاب [ 1 ] بايد ديد ، و چون در اين رساله التزام افتاده كه غير از روايات شيعه متمسّك به در هيچ أمر نباشد ، آنچه از أقوال عترت در اين باب در كتب معتبره و مرويّات صحيحهء ايشان موجودست بقلم مىآيد ] انتهى و ناظر اين كلام مخاطب عظيم الاجرام اگر حظّى از إنصاف داشته باشد يقينست كه بى محابا تلاوت آيهء مباهله خواهد نمود و كذب و افترا و جسارت و اجتراى مخاطب او را تعجبّها خواهد افزود ، و چه بعد إظهار اين معنى كه درين رساله التزام افتاده كه غير از روايات شيعه متمسّك به در هيچ أمر نباشد ، باز در همين كتاب و همين باب بمقابلهء حديث تمسّك بثقلين ، تمسّك بروايت « عليكم بسنّتى و سنّة الخلفاء » نمودن وقاحتيست كه آن سرش پيدا نيست ! و صفاقتيست كه انتهايش هويدا نه ! . بالجمله اين التزام صريح و عهد صحيح كه مخاطب در كتاب خود مرّة بعد مرّة و كرّة بعد كره به غير الجاء و اضطرار بر زبان خلاعت شعار آورده ، و نه يك بار بلكه چار بار بعد دچار يار

--> [ 1 ] يعنى « ازالة الخفا » ( 12 )